بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٢١ - امر دوم معناى تبعيت در وجوب غيرى
از حيث اطلاق و اشتراط وجوب مقدّمه تابع وجوب ذى المقدّمه مىباشد و علّت اين تبعيّت همان است كه چون وجوب مقدّمه معلول وجوب ذو المقدّمه مىباشد چه آنكه معلول تحقّق نمىيابد مگر در جائى كه علّتش تحقّق يافته باشد و وقتى علّت وجود پيدا كرد قطعا معلول نيز موجود شده بطورى كه از علّتش تخلّف پيدا نمىكند.
و نيز حضرات در مقام تعليل فرمودهاند:
ممتنع است وجوب مقدّمه قبل از وجوب ذو المقدّمه باشد همانطورى كه وجود معلول پيش از وجود علّتش ممكن نيست.
و از اين تعليل نيز بخوبى مىتوان بدست آورد كه مقصود حضرات از تبعيّت همين معناى سوّم مىباشد.
استدراك
سپس مرحوم مصنّف در مقام استدراك مىفرمايند:
ولى بايد بگوئيم اينوجه نيز شايستگى ندارد كه از « تبعيّت » مقصود و مراد باشد اگرچه در السنه شهرت يافته است زيرا وجوب نفسى اگر علّت براى وجوب غيرى باشد مىبايد آنرا علّت فاعلى تكوينى براى وجوب غيرى دانست نه علّت صورى يا مادّى و يا غائى چون هيچيك از اينها معناى محصّلى در اينجا ندارند و پرواضح است كه علّت فاعلى قرار دادن وجوب نفسى بطور قطع و جزم باطلست زيرا علّت فاعلى در حقيقت امر مىباشد بخاطر آنكه امر فعل آمر مىباشد و تنها اينفعل است كه براى علّيّت فاعليّه صلاحيّت دارد.
بيان مراد
قوله: على وجه يكون معلولا له: ضمير در « يكون » به وجوب مقدّمه راجع بوده و در « له » به وجوب ذو المقدّمه برمىگردد.
قوله: و منبعثا منه: ضمير در « منه » به وجوب ذو المقدّمه راجع است.
قوله: اطلاقا و اشتراطا: يعنى اگر ذو المقدّمه واجب مطلق بوده مقدّمهاش نيز مطلق است و اگر مشروط باشد آن نيز مشروط مىباشد.