بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٦٩ - امر هشتم مقدمات مفوته
ابدا بشرط و قيدى مقيّد نمىباشد و آنچه از قيود توهّم مىشوند كه به وجوب راجعند در واقع به واجب يعنى مدلول مادّه برمىگردند منتهى برخى از قيود در واجب بنحوى مأخوذ بوده كه تحقّق و حصولشان مفروض بوده نظير استطاعت نسبت به حجّ كه شارع مقدّس در صورت حصول استطاعت حجّ را خواسته و متّصف بوجوب قرار داده است كه در مثل اينگونه از شروط، تحصيل آن واجب نبوده و حكمش همچون شروطى است كه قيد براى وجوب باشند و بعضى از قيود بدينسان مأخوذ نيستند بلكه بمنظور رسيدن بواجب و دست يافتن بر آن تحصيلشان واجب و لازمست زيرا آنچه واجب است ماهيّت مقيّد باين قيد بما هو مقيّد مىباشد.
و پرواضح است براى رسيدن بمقيّد بما هو مقيّد تحصيل قيد امر ضرورى و لازمست.
و بنابراين تصويرى كه نموديم وجوب يعنى مدلول هيئت دائما فعلى مىباشد چه قبل از آمدن وقت واجب و چه بعد از آن همانطوريكه در واجب معلّق بنابر قول مرحوم صاحب فصول كه بآن قائل شده وجوب هميشه فعلى است و از نظر ما در واجبات موقّت بين آنها و واجب معلّق هيچ فرقى نبوده و همانطورى كه وجوب در واجب معلّق قبل از فرارسيدن وقت فعلى است در واجبات ديگر نيز امر چنين مىباشد، بنابراين وقتى واجب استقبالى و وجوب فعلى بود ديگر قبل از زمان واجب هيچ اشكالى ندارد كه بوجوب مقدّمات مفوّته قائل بشويم چه آنكه از وجوب فعلى واجب مقدّمه نيز واجب مىگردد و اشكال اتّصاف مقدّمه بوجوب قبل از آمدن وجوب واجب بدين ترتيب دفع و برطرف مىگردد.
بيان مراد
حاصل فرموده مرحوم شيخ در اين گفتار آنستكه:
ارجاع قيد به واجب يعنى مادّه و مطلق گذاردن وجوب كه مفادّ هيئت امر است اختصاص به وقت نداشته بلكه تمام قيود و شروط از همين قبيل هستند بنابراين همانطوريكه زمان در حجّ قيد نفس حجّ بوده نه وجوبش فلذا پيش از فرارسيدن موسم و ايّام حجّ وجوب آن محفوظ و ثابت است عينا استطاعت نيز همينطور بوده و قبل از