بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٣٠ - تعدد عنوان موجب تعدد معنون نمىباشد
ترجمه:
اشكال اوّل مرحوم مصنّف به تقرير مذكور
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
در اين تقرير اشكال و مناقشه بوده كه بر شخص زيرك و فطن مخفى نيست:
امّا اوّلا: گاهى عنوان از معنون باعتبار ضميمه نمودن حيثيّت زائد بر ذات كه با آن مباين بوده و وجودا و ماهيّة با آن مغاير است انتزاع مىشود همچون ابيض نسبت به جسم چه آنكه صدق ابيض بر جسم باعتبار عروض صفت بياض بر آن است كه اين صفت از مقام ذات جسم خارج مىباشد و زمانى از معنون انتزاع گرديده ولى بملاحظه نفس ذاتش بدون اينكه حيثيّت زائد بر ذات بآن ضميمه شود همچون ابيض نسبت به نفس بياض زيرا بياض ذاتش منشاء است براى انتزاع ابيض از آن بدون اينكه نيازى بانضمام بياض ديگر بآن باشد چه آنكه بياض بنفس ذاتش ابيض بوده نه بواسطه بياض ديگرى.
و مانند آنست صفات كمال براى ذات واجب الوجود چه آنكه اين صفات از مقام نفس ذات اقدسش انتزاع شده باينمعنا كه اين صفات عين ذات بوده نه آنكه حيثيّت ديگرى زائد بر ذات واسطه براى انتزاع باشند بنابراين لازم نيست در هرعنوان انتزاعى ملتزم شويم كه انتزاعش از ذات بواسطه ضميمه حيثيّت زائد بر ذات مىباشد.
بيان مراد
قوله: تارة يكون منتزعا منه: ضمير در « منه » به معنون عود مىكند.
قوله: زائدة على الذّات مباينة لها: ضمير در « لها » به ذات برمىگردد.
قوله: فانّ صدق الابيض عليه: يعنى على الجسم.
قوله: باعتبار عروض صفة البياض عليه: ضمير در « عليه » به جسم برمىگردد.
قوله: الخارجة عن مقام ذاته: كلمه « الخارجة » صفت است براى « صفة البياض» و ضمير در « ذاته » به جسم برمىگردد.