بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٦٨ - كلمه«نهى»
امّا نفس كلمه بملاحظه وضع واضع مشتمل است بر نهى تحريمى و تنزيهى (يعنى نهى كراهى) و شايد كلمه « نهى » در مثل عنوان مسئله در آن چيزى نباشد كه عقلا اقتضاء كند كلمه مزبور (نهى) ظهور در حرمت داشته باشد بنابراين اشكالى ندارد كه نهى در عنوان را تعميم داده و شامل هردو قسم (نهى تحريمى و نهى تنزيهى) بدانيم چنانچه نزاع در هريك از ايندو بين حضرات واقع است.
و همچنين اطلاق اينكلمه ظاهر است در خصوص حرمت نفسى نه غيرى ولى در عين حال نزاع در هردو واقع است بنابراين شايسته است كلمه نهى در عنوان را تعميم داده و شامل تحريمى و تنزيهى و نفسى و غيرى بدانيم چنانچه مرحوم صاحب كفايه چنين نموده ولى در مقابل ايشان استاد ما مرحوم نائينى جزم و يقين نموده كه نهى در عنوان مسئله اختصاص دارد بخصوص نهى تحريمى نفسى چه آنكه ايشان معتقدند نهى تنزيهى و غيرى مقتضى فساد نمىباشند.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
ولى آنچه شايسته است در قبال استاد بگوئيم اينستكه:
اعتقاد و اختيار رأى شيئى است و عموميّت نزاع در مسئله شيى ديگرى است چه آنكه اگر استاد مختارشان اين باشد كه نهى تنزيهى و غيرى مقتضى فساد نيستند معنايش اين نيست كه تمام علماء نيز بر آن متّفقند تا نزاع در مسئله مختصّ بغير ايندو باشد در حاليكه بحسب فرض كسانى هستند كه در مورد بحث معتقدند باينكه نهى تنزيهى و غيرى اقتضاء فساد دارند، بنابراين اولى و شايسته اينستكه كلمه « نهى » را در عنوان تعميم دهيم.
بيان مراد
قوله: لانّه يجزم بانّ التّنزيهى الخ: ضمير در « لانّه » به نائينى (ره) راجع است.
قوله: و الّذي ينبغى ان يقال له: ضمير در « له » به نائينى (ره) عود مىكند.
متن: ٣- ( الفساد). انّ الفساد كلمة ظاهرة المعنى، و المراد منها ما يقابل الصّحّة تقابل العدم و الملة على الاصحّ، لا تقابل النّقيضين و لا تقابل الضّدّين.