بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٠٤ - بحث سوم عقل عملى و نظرى
مدركات مىباشد باينمعنا:
اگر مدرك (بفتح راء) از افعالى بوده كه انجام يا عدم انجامش سزاوار باشد مثل حسن عدل و قبح ظلم ادراك آنرا عقل عملى گويند و اگر از امورى بوده كه سزاوار و شايسته دانستن باشد نظير اينحكم كه مىگويند: الكلّ اعظم من الجزء (كلّ از جزء بزرگتر است) و امثال آنكه هيچ ارتباط و وابستگى بمقام عمل ندارند ادراكش را عقل نظرى خوانند.
و معناى حكم عقل بر طبق آن صرفا بهمين معنى است كه درك مىكند فلان شيئ سزاوار است انجام شده يا ترك گردد و ابدا براى عقل انشاء بعث و يا زجر، نهى يا امرى نبوده مگر نفس همين ادراك كه عقل را وادار به عمل مىكند.
و مقصود از دعوت نمودن ادراك عقل را بعمل كردن آنستكه:
نفس ادراك سبب مىشود كه اراده براى عمل و انجام فعلى كه شايسته است در نفس شخص حادث گردد.
پس مىتوان گفت مقصود از احكام عقليّه مدركات عقل عملى و آراء آن مىباشد.
بيان مراد
قوله: الّذى لا علاقة له بالعمل: ضمير در « له » به « الّذى » راجع بوده كه آن صفت است براى « ما ينبغى ان يعلم».
قوله: اى يكون سببا الخ: ضمير در « يكون » به ادراك راجع است.
قوله: لحدوث الارادة فى نفسه: يعنى فى نفس الشّخص.
قوله: اذن المراد الخ: كلمه « اذن » يعنى پس در اين هنگام كه حكم عقلى بمعناى ادراك عقل است.
متن: و من هنا تعرف انّ المراد من العقل المدرك للحسن و القبح بالمعنى الاوّل انّ المراد به هو العقل النّظري، لانّ الكمال و النّقص ممّا ينبغي ان يعلم، لا ممّا ينبغي ان يعمل. نعم اذا أدرك العقل كمال الفعل او نقصه، فانّه يدرك معه انّه