بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٠١ - مناقشه مرحوم مصنف در جواب مذكور
و بعبارت ديگر:
فرض آنستكه طهارات سهگانه قبل از تعلّق امر غيرى بآنها عبادات نفسى هستند و پس از صدور امر غيرى متعلّق آن همين عبادات نفسى مىباشد در نتيجه امر غيرى صادر شده ما را دعوت نمىكند مگر بهمين طهارات موصوف بصفت عبادت از اينرو وقتى مكلّف آنها را به داعى امتثال امر غيرى كه در آن امر مستحبّى مندك است آورد و از طرف ديگر مىدانيم كه غير از اين امر، امر ديگرى وجود ندارد بايد بپذيريم كه تقرّب جستن بامر مزبور صحيح بوده و لا محاله عبادت در خارج تحقّق مىيابد و در نتيجه آنچه شرط واجب و مقدّمه آن است در خارج تحقّق پيدا مىكند و مطلوب حاصل مىگردد.
بيان مراد
حاصل اشكال اينستكه:
گفته شد اگر مكلّف ذات طهارات سهگانه را بداعى امتثال امر غيرى بياورد مطلوب حاصل بوده و مقدّمه واجب در خارج تحقّق يافته است در حاليكه اين گفتار قابل قبول نيست زيرا فرض كلام در جائى است كه متعلّق امر غيرى ذات طهارات سهگانه نبوده بلكه طهاراتى است كه بر وجه عبادى بايد در خارج واقع شوند و امر غيرى مزبور نيز ما را به انجام چنين طهاراتى دعوت كرده نه مجرّد وقوع طهارت و لو بدون صفت عباديّت و وقتى امر چنين بود چگونه مكلّف با آوردن ذات طهارت بقصد امتثال امر غيرى از عهده تكليف برآمده و مطلوب را در خارج اتيان كرده است.
حاصل جوابيكه مرحوم مصنّف از اين اشكال مىدهند اينستكه:
فرض ما آنستكه طهارات سهگانه مستحبّ ذاتى هستند پس قابليّت اين را دارند كه مكلّف بواسطه آنها بمولى تقرّب جويد و اين قابليّت زمانى در خارج بمرحله فعليّت مىرسد كه مكلّف آنها را بقصد امتثال امر غيرى كه در آن اين استحباب ذاتى مندك و ملحوظ است بياورد از اينرو صادق است بگوئيم:
وقتى مكلّف طهارات سهگانه را بقصد امتثال امر غيرى آورد از عهده