بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٣٧ - استدلال عدليه بر مرام خود
شرح آن اينست:
حسن و قبح اگر فقط از طريق شرح ثابت شوند پس ايندو اصلا ثابت نشده حتّى از طريق شرع.
برخى از عدليّه اين ملازمه را چنين تصوّر نمودهاند:
وقتى شارع مقدّس بشيئى امر كند صرف اين امر موجب حسن مأموربه نبوده بلكه زمانى مىتوان آنرا حسن خواند كه علاوه بر اين فاعل را بر انجامش مدح نمايند چنانچه وقتى از شيئى نهى نمود مجرّد نهى باعث قبح آن فعل نشده بلكه اگر فاعلش را بر آن مورد ذمّ و ملامت قرار دادند معلوم مىشود كه فعل مزبور قبيح مىباشد و پرواضح است كه لزوم مدح فاعل بر فعل و مذمّتش بر انجام شيئى از هيچ طريق و راه ديگرى دانسته نشده مگر آنكه اينمعنا در عقل واجب و ثابت باشد لاجرم حسن مأموربه و قبح منهى عنه صرفا موقوف بر حكم عقلى شده و بدين ترتيب مطلوب ثابت مىگردد.
و پس از توجّه باين تقرير مىگوئيم:
اگر مدح شارع در قبال فعل مأموربه و مذمّتش در مقابل انجام فعل منهى عنه در حقّ فاعل ثابت گردد و فرض هم اين باشد كه مدحش عبارت است از ثواب و مذمّتش عقاب او مىباشد از كجا بايد دانست كه وى در اينمدح و ذمّ صادق است؟
پرواضح است كه تنها طريق براى احراز اينمعنا آنستكه از نظر عقل ثابت و مسلّم است كه كذب عقلا قبيح بوده و قبيح نيز در حقّ شارع مقدّس مستحيل و غير ممكن مىباشد در نتيجه ثبوت حسن و قبح از نظر شرع موقوف بر ثبوت ايندو بحسب عقل مىباشد حال اگر ثبوت عقلى در بين نباشد قطعا ثبوت شرعى نيز براى حسن و قبح نبوده و باب وصول بآن منسدّ خواهد بود.
بيان مراد
قوله: فهما لا يثبتان اصلا: ضمير « هما » به حسن و قبح راجع است.
قوله: الّا اذا مدح مع ذلك: مشار اليه « ذلك » مأموربه بودن شيئ مىباشد.
قوله: الفاعل عليه: كلمه « الفاعل » مفعول است براى « مدح » و ضمير