إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٠٤ - فصل نهم وجوب تخييرى
قلت: لا يكاد يختلف الحال بذاك، فإنّه مع الفرض لا يكاد يترتب الغرض على الأقلّ في ضمن الأكثر، و إنّما يترتّب عليه بشرط عدم الانضمام، و معه كان مترتّبا على الأكثر بالتمام(١).
مستحب زائدى هست كه ضميمه واجب شده.
و همچنين در مثال رسم خط اگر انسان، اوّل يك خطّ قصير ترسيم كرد سپس مقدارى استراحت نمود بعد قدرى به آن خطّ قصير، اضافه كرد و خطّ طويل، تحقّق پيدا كرد، آيا در فرض مذكور هم مىتوانيد بگوئيد «اقل» نقشى ندارد؟
خير، به مجرّدى كه اقل، موجود شد، غرض، حاصل مىشود پس قسمت اضافه و زائد آن خطّ طويل، بايد عنوان استحباب، پيدا كند و نمىتواند عدل واجب تخييرى واقع شود.
خلاصه اشكال: اگر اكثرى را فرض كرديم كه دفعتا وجود پيدا كند، حق با شما- مصنّف- هست و اكثر در غرض مولا مؤثّر است امّا اگر اقل، وجود پيدا كرد و سپس اكثر موجود شد در اين صورت به مجرّد تحقّق اقل، غرض مولا تحقّق پيدا مىكند و قسمت زائد بر اقل كه ضميمه آن هست، عنوان استحبابى پيدا مىكند پس بيان شما كلّيّت ندارد.
(١)- جواب: ايراد مستشكل، وارد نيست زيرا در همان صورتى كه اوّل، اقل، وجود پيدا مىكند سپس اكثر موجود مىشود، ممكن است بگوئيم اقل، نقشى در حصول غرض مولا ندارد.
توضيح ذلك: «اقل»، داراى دو حالت و دو صورت است:
الف: اگر اقل به تنهائى- بدون انضمام زائد- وجود پيدا كند در اين صورت، خودش