إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧١ - نقد و بررسى بيان شيخ اعظم در ترجيح اطلاق هيئت، نسبت به ماده
آخوند را نسبت به وجه اول از كلام شيخ اعظم، بيان نمائيم سپس به بيان وجه دوّم، همراه با پاسخ مصنّف بپردازيم.
قوله: «و انت خبير بما فيهما امّا فى الاوّل ...»
شمولى بودن اطلاق هيئت، موجب ترجيح آن بر اطلاق مادّه- كه بدلى هست- نمىشود، وجهى هم ندارد كه بگوئيم اطلاق شمولى، قوىتر از اطلاق بدلى هست بلكه بين اطلاقين، هيچگونه تفاوتى نيست زيرا هريك از دو اطلاق از طريق تماميّت مقدّمات حكمت، ثابت مىشود منتها مقدّمات حكمت در موارد مختلف، نتايج مختلف مىدهد.
گاهى مقدّمات حكمت، اثبات اطلاق شمولى مىكند مانند مثال «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ» و گاهى اثبات اطلاق بدلى مىنمايد مانند «اعتق رقبة» كه شرحش گذشت بعضى از اوقات هم مقتضاى مقدّمات حكمت، «تعيين» است و شرح اين مطلب در مبحث ششم از فصل دوّم بيان شد كه:
اگر اصل وجوب شىء براى ما احراز شد اما تعيينيّت و تخييريّت آن براى ما مشخّص نبود، مقتضاى اطلاق و مقدّمات حكمت، تعيينيّت است زيرا واجب تخييرى، نياز به قيد و مئونه زائده دارد به خلاف واجب تعيينى، لذا مىگوئيم ترجيحى بين نتايج مقدّمات حكمت نيست خواه نتيجه مقدّمات حكمت، اطلاق شمولى باشد يا بدلى يا غير از آن دو زيرا كلّيّه اطلاقات به وسيله مقدّمات حكمت، ثابت مىشود.
قوله: «و ترجيح عموم العام على اطلاق المطلق انما هو لأجل كون دلالته بالوضع ...» در بحث تعارض ادلّه، مسألهاى مطرح است كه: گاهى عامّى مانند «اكرم كلّ عالم» با مطلقى فرضا مانند «لا تكرم الفاسق» تعارض مىكند مثلا زيد هم عالم است و هم فاسق، عموم عام، مقتضى وجوب اكرام است امّا «لا تكرم» مىگويد او نبايد اكرام شود پس اكرام