إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٤ - نقد و بررسى كلام شيخ بهائى در ثمره مسأله«ضد»
و فيه: إنّه يكفي مجرّد الرّجحان و المحبوبيّة للمولى، كي يصحّ أن يتقرّب به منه، كما لا يخفى، و الضّدّ بناء على عدم حرمته يكون كذلك، فإنّ المزاحمة على هذا لا توجب إلا ارتفاع الأمر المتعلّق به فعلا، مع بقائه على ما هو عليه من ملاكه من المصلحة، كما هو مذهب العدليّة، أو غيرها أي شيء كان، كما هو مذهب الأشاعرة، و عدم حدوث ما يوجب مبغوضيته و خروجه عن قابليّة التّقرّب به كما حدث، بناء على الاقتضاء(١).
[١]- اشكال: كلام شيخ بهائى رحمه اللّه مردود و آن ثمره مشهور، صحيح است.
بيان ذلك: اگر نماز، منهى عنه نباشد- امر به ازاله، مقتضى نهى از صلات نباشد- قبول داريم كه نماز، فاقد امر است امّا مصلحت، مطلوبيّت و حسن واقعى آن به قوّت خود باقى هست و همان مطلوبيّت، براى رعايت قصد قربت- هنگام اتيان عمل- كفايت مىكند.
تذكّر: بنا بر مذهب عدليّه كه احكام، تابع مصالح و مفاسد در متعلّقات هستند، ملاك امر- مصلحت- در نماز به قوّت خود باقى هست و با ابتلاء به تزاحم با ازاله، آن مصلحت از بين نمىرود و مكلّف مىتواند- بنا بر عدم اقتضا- ازاله را ترك و مشغول خواندن نماز شود و بگويد: «اصلّى صلاة الظّهر لحسنة قربة الى اللّه». و بنا بر مذهب اشاعره هم- كه منكر مصالح و مفاسد هستند- بالاخره صلات، داراى ملاكى هست و خداوند متعال طبق آن ملاك، نسبت به صلات، امر نموده كه آن ملاك، باقى هست و مشكلى از نظر رعايت قصد قربت، وجود ندارد و چيزى برآن عمل عبادى، عارض نشده كه آن را مبغوض مولا نمايد.
نتيجه: ثمره مذكور، صحيح است يعنى: اگر قائل به اقتضا شويم، آن صلات، باطل است- نماز، منهى عنه و نهى در عبادت، موجب فساد است- و چنانچه قائل به اقتضا نشويم، نماز، فاقد امر هست لكن مىتوان ازاله را ترك و صلات را به داعى مطلوبيّت واقعى، اتيان نمود.