إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٧ - نقد و بررسى بيان شيخ اعظم در ترجيح اطلاق هيئت، نسبت به ماده
سؤال: اگر كسى مانع تشكيل مقدّمات حكمت شود آيا عمل او خلاف اصل است؟
جواب: اگر تمام يا بعضى از مقدّمات حكمت، تشكيل نشد اصلا لفظ ظهور در اطلاق پيدا نمىكند و اگر ظهور در اطلاق پيدا نكرد، كسى مرتكب خلاف اصل نشده بنابراين:
اگر مطلقى داشته باشيم و مقدّمات حكمت در آن، موجود باشد و ظهور اطلاقى پيدا كرده باشد در اين صورت اگر ما دليلى را بهعنوان تقييد ذكر كرديم و مطلق را مقيّد نموديم، خلاف اصل، تحقّق پيدا كرده، امّا اگر از ابتدا، اصلا مقدّمات حكمت، تشكيل نشد- فرضا مولا در مقام بيان نبود- آيا باز هم خلاف اصلى تحقّق پيدا كرده؟ به عبارت ديگر اگر كارى كرديم كه از ابتدا، قرينه بر تقييد مطرح شد آيا اين هم خلاف اصل است؟
خير، زيرا ما از ابتدا، مانع تشكيل مقدّمات حكمت شديم و نگذاشتيم لفظ، ظهور در اطلاق پيدا كند، زمينه ظهور در اطلاق به طور كلّى از بين رفته لذا در فرض مذكور، مخالفتى با اصل، تحقّق پيدا نكرده. در محلّ بحث و در مثال «اكرم زيدا إن جاءك» اگر بگوئيم قيد، مربوط به هيئت و وجوب اكرام هست شما- مرحوم شيخ- مىفرمائيد نتيجهاش اين است كه زمينه اطلاق مادّه از بين مىرود و مقدّمات حكمت نمىتواند تشكيل شود.
سؤال: اگر زمينهاى براى تشكيل مقدّمات حكمت، باقى نماند چه خلاف اصلى تحقّق پيدا كرده و با كدام اصل مخالفت كردهايم و آيا ظهور اطلاقى براى مادّه حاصل شده بود كه اكنون كسى بخواهد با آن ظهور مخالفت كند؟
ما از ابتدا نگذاشتيم ظهورى براى مادّه در اطلاق، پيدا شود.