إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٤ - مبحث نهم«فور و تراخى»
فافهم(١).
[١]- دو احتمال در امر به «فهم» داده مىشود: ١- امر به دقّت در مطلب نمودهاند.
٢- اگر بنا باشد در مواردى كه عقل مستقلا حكمى و مطلبى را بيان نموده، شرع هم نهى يا امرى نسبت به آن صادر نموده باشد، شما بگوئيد امر و نهى شارع، ارشادى هست، مشكلى پيش مىآيد كه:
مثلا عقل مستقلا حكم به قبح ظلم مىكند و از طرفى آيات و روايات هم با لحن شديد و غليظى نهى از ظلم نمودهاند آيا شما مىتوانيد ملتزم شويد كه تمام آن احكام و اوامر صادره از طرف شارع مقدّس، ارشادى هست و خودشان ثواب و عقابى ندارند بلكه بايد به عقل مراجعه كرد و ديد عقل چه مىگويد؟
صرف اينكه عقل در موردى حكمى دارد، سبب نمىشود ما اوامر وارده از طرف شارع را بر ارشاد، حمل نمائيم.
اشكال: پس چرا «امر» در آيه اطاعت را حمل بر ارشاد مىكنيد؟
جواب: علّت حمل بر ارشاد، اين نيست كه عقل مستقلا حكم به وجوب اطاعت مىكند، بلكه علّتش اين است كه: اگر آن را حمل بر ارشاد نكنيم، مستلزم دور و تسلسل است زيرا اگر آيه شريفه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ ...»* در صدد باشد كه بگويد:
«يجب اطاعة اللّه» مىدانيد كه نفس كلمه «اطيعوا»، يك امر است، كدام دليل مىگويد «لزوم اطاعت»، وجوب دارد آيا نفس آيه «أَطِيعُوا ...»* شامل خودش مىشود؟ خير، لذا براى اينكه مستلزم دور نباشد مجبور هستيم بگوئيم امر در آن آيه، ارشادى هست به خلاف آيه «وَ سارِعُوا ...» و «فَاسْتَبِقُوا ...»* كه چنان مشكلى در آنها مطرح نيست و