إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٢٧ - امر دوم
فكما أنّ قضيّة المنافاة بين المتناقضين لا تقتضى تقدم ارتفاع أحدهما في ثبوت الآخر، كذلك في المتضادّين(١).
ملاحظه مىكنيم، بيش از اين نيست كه آن دو وجود با يكديگر جمع نمىشوند، هر وجودى با عدم ديگرى، اجتماع پيدا مىكند امّا عدم، مقدّميّتى براى وجود، ندارد.
(١)- دليل دوّم: مصنّف رحمه اللّه، متضادّين را به متناقضين، تشبيه نموده و فرمودهاند:
تنافر و معاندت در متناقضين، شديدتر از متضادّين هست به عبارت ديگر از نظر امتناع اجتماع، رتبه متناقضين، بالاتر از متضادّين هست ولى آيا كسى در متناقضين، تصوّر و تفوّه مقدّميّت نموده است؟
مثلا وجود زيد و عدم زيد با يكديگر متناقض هستند، وقتى بين وجود و عدم، تناقض، مطرح است، لا بد بين وجود و عدم العدم، ملائمت و ارتباط برقرار است، اكنون سؤال ما، اين است كه وقتى بين آن دو، ارتباط و ملائمت مطرح شد، بايد مقدّميّت هم باشد يعنى عدم العدم، مقدّمه وجود ضد هست يا اينكه مقدّميّتى مطرح نيست بلكه وجود زيد با عدم زيد، امتناع اجتماع دارد بنابراين، وجود زيد با عدم زيد، سازگار نيست بلكه با عدم عدم زيد، ملائمت دارد امّا امكان ندارد كه عدم عدم زيد، نسبت به وجود زيد، مقدّميّت داشته باشد.
در باب متناقضين با اينكه امتناع اجتماعشان قوىتر از امتناع اجتماع متضادّين هست، كسى تفوّه به مقدّميّت، ننموده آنوقت شما چگونه در بحث «ضدّين» مقدّميّت را مطرح كرديد؟