إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٥ - ملاك وجوب غيرى فعلى مقدمات وجوديه چيست؟
او مأخوذة في الواجب على نحو يستحيل أن يكون موردا للتكليف، كما إذا أخذ عنوانا للمكلّف، كالمسافر و الحاضر و المستطيع إلى غير ذلك(١).
و هم واجب نيست پس زوال شمس در دو جهت، دخالت دارد- وجودا و وجوبا.
پس اگر مقدّمهاى بنا باشد، وجوب فعلى غيرى داشته باشد، بايد مقدّمه وجوبى نباشد مانند طهارت، نسبت به نماز كه در وجود نماز، دخيل است امّا در وجوب نماز مدخليت ندارد.
سؤال: علّت اعتبار شرط دوّم چيست؟
جواب: اگر مقدّمات وجوبيّه هم وجوب داشته باشند، مستلزم تحصيل حاصل است- كه قبلا در بيان مقدّمات وجوبيّه به آن اشاره كرديم- و مصنّف رحمه اللّه بعد از چند سطر به آن اشاره مىكنند- ضرورة انّه لو كان مقدّمة الوجوب ايضا ... يكون وجوبه طلب الحاصل.
(١)- ٣- شرط ديگر، اين است كه مقدّمه وجوديّه نبايد در لسان دليل بهصورت «عنوان» براى مكلّف، اخذ شده باشد.
بديهى است كه بعضى از مقدّمات در لسان دليل بهصورت «عنوان مكلّف» اخذ شده مثلا شارع مقدّس به «مسافر» خطاب مىكند كه تو بايد نمازت را شكسته بخوانى، خارجا هم مىدانيم كه سفر، مقدّمه نماز قصر هست و شخص حاضر اگر نمازش را قصر بخواند اصلا نماز تحقّق پيدا نمىكند پس سفر در صحّت نماز قصر، مدخليّت دارد امّا در عين حال بر انسان، لازم نيست عنوان «المسافر» را تحصيل كند زيرا آن مقدّمه وجوديّه در لسان دليل بهصورت عنوان مكلّف اخذ شده و معنايش اين است كه تا آن عنوان در خارج، تحقّق پيدا نكند اصلا حكم به نماز قصر، ثابت نمىشود بلكه بايد عنوان مذكور، تحقّق پيدا كند تا اينكه مسأله ثبوت تكليف، نسبت به نماز قصر، مطرح شود و ...