إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١ - نقد و بررسى كلام صاحب معالم رحمه الله
بيان ذلك: در مورد مجاز مشهور، دو نظر هست. بعضى معتقدند كه: با تحقّق مجاز مشهور، انسان، مردّد و متوقّف مىشود و نمىتواند لفظ را بر معناى حقيقى، حمل كند و همچنين نمىتواند آن را بر معناى مجازى، حمل نمايد ولى بعضى معتقدند كه: اصلا معناى مجازى بر معناى حقيقى، ترجيح دارد و بايد لفظ را بر معناى مجازى، حمل نمود.
مصنّف رحمه اللّه فرمودهاند: خصوصيّت مجاز مشهور، اين است كه كثرت استعمال در معناى مجازى، بايد با قرينه منفصله باشد امّا اگر تمام استعمالات يا اكثر آنها با قرينه متّصله- قرينه مصحوبه- همراه باشد، سبب ايجاد و تحقّق مجاز مشهور نمىگردد مثلا اگر هزار مرتبه، كلمه اسد را در معناى مجازى- رجل شجاع- با قرينه متّصله- يرمى- استعمال كنيم، باعث تحقّق مجاز مشهور نمىشود بلكه اگر الآن بگوئيم «رأيت اسدا» و هيچگونه قرينه متّصله، همراه آن نياوريم امّا با قرينه منفصله، متوجّه شويم كه مقصود از «اسد»، رجل شجاع است- و آن استعمال تكرّر و تكثّر داشته باشد- موجب پيدايش مجاز مشهور مىگردد و معناى مجازى بر حقيقى، رجحان پيدا مىكند و يا لااقل معناى حقيقى در عرض معناى مجازى قرار مىگيرد و بايد توقّف نمود- طبق همان اختلافى كه بيان كرديم- در محلّ بحث ما چون قرينه متّصله، مطرح است اصلا مجاز مشهورى، تحقّق ندارد تا بگوئيم ترجيح بر حقيقت دارد يا بايد توقّف نمود.
نتيجه: اگر تمام استعمالات مجازى، همراه با قرينه متّصله باشد در اين صورت نه تنها صدى هشتاد، حتى اگر صددرصد استعمالات هم مجازى باشد، باعث تحقّق مجاز مشهور نمىشود كه معناى مجازى بر معناى حقيقى، رجحان پيدا كند و يا اينكه هر دو معنا در عرض هم باشند و باعث توقف گردد.
مرحوم مصنّف، شاهدى هم بر مدّعاى خود اقامه نمودهاند كه: شما شنيدهايد مىگويند اكثر عمومات، تخصيص خوردهاند- ما من عامّ الا و قد خصّ- و معناى حقيقى اوّلى خود را از دست دادهاند، حال اگر عامّى وارد شود و قرينهاى هم بر تخصيص وجود نداشته باشد، وظيفه چيست؟