إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٧ - دو اشكال ديگر بر واجب معلق
«زمان» و «استطاعت»، تفاوتى باشد.
ممكن است سؤالى مطرح شود كه: اگر معلّق عليه، يك امر غير مقدور باشد، مكلّف، موظّف نيست كه آن را ايجاد كند امّا اگر امر مقدور باشد بر او لازم است كه معلّق عليه را ايجاد كند، فرضا مانند خطاب «صلّ مع الطّهارة» كه بر مكلّف، تحصيل طهارت واجب است.
تذكّر: پاسخ مصنّف رحمه اللّه برطبق نسخه فعلى كتاب كفايه كه محشّى به حاشيه مرحوم مشكينى مىباشد، نيست زيرا:
مرحوم مشكينى از استاد خود- محقّق قوچانى كه از شاگردان بلاواسطه مرحوم آقاى آخوند و داراى حواشى دقيق بر كتاب كفايه هست- نقل كرده كه: استاد ما فرمودهاند: آن نسخه غلط است و بايد عبارت، چنين باشد: «... بل ينبغى تعميمه الى امر مقدور متأخّر اخذ على نحو (لا يكون) موردا للتكليف و يترشّح عليه الوجوب من الواجب» [اولا] ...
جواب: اگر معلّق عليه- استطاعت- يك امر مقدورى هم باشد، ممكن است مولا آن را به اين نحو، اخذ نمايد و بگويد: حج، عن استطاعة بر شما واجب است امّا نه به كيفيّتى كه تحصيل استطاعت بر شما لازم باشد بلكه اگر استطاعت، خودبهخود، تحقّق پيدا كرد بايد حج را اتيان نمائيد و صرف اينكه استطاعت، يك امر اختيارى هست سبب نمىشود، تحصيلش بر شما لازم باشد بلكه بايد ديد نحوه اخذ آن در مكلّف به، به چه كيفيّتى است.