إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٩ - دو اشكال ديگر بر واجب معلق
نعم لو كان الشّرط على نحو الشّرط المتأخّر، و فرض وجوده، كان الوجوب المشروط به حاليّا أيضا، فيكون وجوب سائر المقدّمات الوجوديّة للواجب أيضا حاليّا، و ليس الفرق بينه و بين المعلّق حينئذ إلا كونه مرتبطا بالشّرط، بخلافه، و إن ارتبط به الواجب(١).
موسم، مقدّمات حج را فراهم كند.
خلاصه: آنچه كه صاحب فصول را مجبور به تصوّر واجب معلّق نموده اين است كه:
بايد مستطيع، قبل از فرا رسيدن ايّام حج، مقدّمات آن را تهيّه كند و وجوب تهيّه مقدّمات، جز از طريق تصوير واجب معلّق، امكان ندارد.
(١)- ما راه ديگرى را مىپيمائيم كه تهيّه مقدّمات حج، فعلا واجب باشد و شما هم به هدف و مقصود خود از تصوّر واجب معلّق برسيد و درعينحال، نام آن، «واجب معلّق» نباشد.
به عبارت ديگر: اگر چنان طريقى به شما ارائه دهيم باز هم مجبور هستيد كه ملتزم به واجب معلّق شويد؟
مصنّف رحمه اللّه: شما ارتباط زمان را از حج- واجب- قطع كنيد و بگوئيد زمان، مربوط به وجوب حج است يعنى وجوب حج، متوقّف بر زمان و موسم خاصّى هست.
اشكال: طريق شما مشكل زيادترى توليد مىكند.