إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٠ - دو اشكال ديگر بر واجب معلق
جواب: زمان به نحو شرط متأخّر در وجوب حج، مدخليّت دارد، زمان آينده و موسم خاص، شرط وجوب فعلى هست ولى واجب- حج- توقّفى بر زمان ندارد و ما در تصوير شرط متأخّر، تحقيقات خود را بيان كرده و گفتيم: آنچه كه دخالت در وجوب دارد، نفس زمان خارجى نيست بلكه لحاظ زمان خارجى در آن، مدخليّت دارد منتها لحاظى كه مطابق با واقع باشد نه لحاظى كه صرف تخيّل و تصوّر باشد پس در نتيجه مىگوئيم اكنون «الحجّ واجب لوجود شرطه المتأخّر» كه وجود شرط متأخّرش عبارت از لحاظ زمان آينده و موسم خاص هست و در نفس تكليف، دخيل است و هيچ ارتباطى به واجب و مكلّف به ندارد و در نتيجه اكنون بر مستطيع، لازم است مقدّمات حج را فراهم كند زيرا وجوب حج، فعليّت دارد و واجب معلّقى هم مطرح نيست، «واجب» توقّف بر زمان ندارد بلكه نفس «وجوب» متوقّف بر زمان هست و ...
جمعبندى: با ارائه طريق مذكور، شما- صاحب فصول- به هدف خود كه عبارت از وجوب تهيّه مقدّمات حج، قبل از موسم خاص هست، مىرسيد و نپنداريد كه راه آن، منحصر به تصوير واجب معلّق است درحالىكه از طريق واجب مشروط- بهصورت شرط متأخّر به كيفيّتى كه بيان كرديم- مىتوان به آن هدف رسيد بدون اينكه واجب معلّقى، مطرح باشد.
سؤال: فرق بين واجب مشروطى كه مصنّف بيان كردند با واجب معلّق صاحب فصول چيست؟
جواب: بنا بر قول صاحب فصول، زمان در «واجب»، مدخليّت دارد امّا طبق بيان مصنّف، زمان به نحو شرط متأخر در «وجوب» دخيل است نه در واجب.