إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٧ - «ترتب»
فقد ظهر أنّه لا وجه لصحّة العبادة، مع مضادّتها لما هو أهمّ منها، إلا ملاك الأمر(١).
عقوبت واحده هست؟
الف: اگر بگوئيد استحقاق يك عقوبت دارد، اشكال ما اين است كه: شما كه گفتيد در «ترتّب»، دو امر مطرح است چرا مخالفت با دو امر، موجب يك استحقاق عقوبت شود؟
ب: اگر بگوئيد مكلّف، مستحق دو عقوبت هست، اشكال ما اين است كه نمىتوان به آن، ملتزم شد زيرا در يك زمان، فرضا نيم ساعت وقتى را كه مكلّف فقط مىتواند صرف اتيان يكى از آن دو ضد نمايد و قادر نيست كه در آن زمان، ضدّين را اتيان نمايد لكن از قدرت خود استفاده نكرد و هر دو ضد را ترك نمود، مستحق دو عقوبت شود و آيا كسى مىتواند به آن، ملتزم شود؟
سيّدنا الاستاد هم قائل به ترتّب بودند، ما اشكال مذكور را بر ايشان داشتيم لكن ايشان در صدد تصحيح آن- يعنى ترتّب- بودند.
خلاصه: يكى از اشكالات قول به ترتّب، اين است كه استحقاق عقوبت واحده با ترتّب، سازگار نيست و استحقاق عقوبتين را هم قائلين به ترتّب نمىتوانند، ملتزم شوند.
(١)- تذكّر: هدف قائلين به ترتّب، اين بود كه پاسخ شيخ بهائى رحمه اللّه را بيان كنند زيرا ايشان فرمودند: بنا بر عدم اقتضا، چون عبادت، فاقد امر هست پس باطل مىباشد لكن قائلين به ترتّب فرمودند: آن عبادت، درعينحال كه مضادّ با واجب اهمّى هست، ولى به نحو طوليّت- ترتّب- داراى امر و صحيح است لكن مصنّف رحمه اللّه بيان آنها را نپذيرفتند و