إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٧ - «يك فرع اصولى»
چارهاى غير از رجوع به اصالت الاشتغال نداريم.
در بحث فعلى نمىتوان اصل برائت را جارى نمود زيرا: كسى كه صلات را اتيان نموده امّا حلّيّت يا طهارت لباسش به استناد بيّنه بوده و فعلا برايش كشف خلاف شده، نمىداند عملى را كه انجام داده، مأمور به بوده است يا نه؟
به عبارت ديگر: او نمىداند آن عمل خارجى، مبرئ ذمّه بوده يا نه لذا اصالت الاشتغال، حكم مىكند كه اشتغال يقينى، نياز به فراغ يقينى دارد و هنوز كه وقت صلات باقىمانده است بايد اعاده شود.
به عبارت واضحتر: آن مكلّف، اوّل زوال شمس، يقين دارد كه تكليفى متوجّه او شده و نمازى را به استناد بيّنه خوانده سپس برايش كشف خلاف شده و درعينحال، احتمال مىدهد كه حجّيّت بيّنه از باب طريقيّت باشد و اگر حجّيّت بيّنه از باب طريقيت باشد، او مأمور به واقعى را اتيان ننموده لذا آن عمل خارجى كه به استناد بيّنه، واقع شده چه عنوان و اثرى دارد؟
آن مكلّف مىداند، تكليفى متوجّه او شده و شك دارد كه آن عمل خارجى، مبرئ ذمّه هست يا نه لذا اصالت الاحتياط مىگويد: اشتغال يقينى به فراغ يقينى نياز دارد و بايد آن صلات را در وقت، اعاده نمايد.
نتيجه: فرق بحث فعلى با صلات مع التيمّم- مأمور به به امر اضطرارى- اين است كه:
در بحث قبل، آن عملى كه اتيان شده بود حقيقتا مأمور به بود ولى شك در تكليف مستقل و وظيفه جديد، پيدا شده امّا در ما نحن فيه شك در تكليف فعلى نداريم لذا بايد در وقت، آن عمل را اعاده نمود به نحوى كه بيان كرديم.
اشكال: بهجاى اجراى اصالت الاشتغال، استصحاب جارى نموده و مىگوئيم اعاده، لازم نيست.