إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٧ - در صورت شك در تعبديت و توصليت، حكم عقل چيست؟
يك امر واقعى است، بنا هست كه صلات، معراج مؤمن باشد، واقعا چه چيز در معراجيّت، دخالت دارد اگر سوره، جزء نماز هست، مدخليّت آنهم مدخليّت واقعى هست و قصد قربت هم اگر دخالت در حصول غرض مولا دارد، مدخليّتش، مدخليّت واقعى است.
خلاصه: بين قصد قربت و بين جزئيّت سوره از نظر دخالت واقعى در حصول غرض مولا و عدم دخالت چه تفاوتى هست؟
جواب: ما آنقدر هم مقيّد و گرفتار غرض واقعى مولا نيستيم اينكه به شما گفتيم بايد غرض مولا را تحصيل كنيد، نسبت به آن چيزهائى است كه مولا نمىتواند در متعلّق امر بياورد امّا اگر در موردى دست مولا باز بود و توانست چيزى را كه در حصول غرضش دخيل هست در متعلّق امر بياورد، مثلا بگويد: نماز، مأمور به است و اركان و اجزائش تكبيرة الاحرام، ركوع، سجود و سلام است امّا مع ذلك مشاهده كرديم كه در موردى شارع، صحبتى از سوره ننموده و آن را در رديف ساير اجزا و شرايط قرار نداده، در اين صورت، معنا ندارد كه بگوئيم: حديث رفع، دلالتى ندارد و جارى نمىشود چونكه اگر سوره دخالت داشته باشد، يك دخالت واقعى دارد.
مانعى ندارد دخالت واقعى داشته باشد.
چرا مولا آن را در متعلّق امر اخذ ننمود؟
علّتش براى ما مشخّص نيست، ما نمىدانيم كه آيا سوره، جزء مأمور به هست يا نه، حديث رفع، جريان، پيدا مىكند و مىگوئيم: شك داريم كه آيا از ناحيه مولا امر فعلى به صلات مع السّورة متعلّق شده يا نه، حديث رفع مىگويد «رفع ما لا يعلمون» امر فعلى به صلات مع السّورة متعلّق نشده امّا به خلاف قصد قربت كه ما مىدانيم امر فعلى به غير از قصد قربت متعلّق شده، قصد قربت در دائره مأمور به و متعلّق امر نيست تنها شكّ ما اين اين است كه: آيا غرض مولا با نماز بدون قصد قربت، حاصل مىشود يا نه در اين صورت