إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤ - مبحث سوم جمل خبريهاى كه در طلب استعمال مىشوند«ظهورشان» در چيست؟
وجوب ندارد.
ب: مصنّف رحمه اللّه فرمودهاند: ظاهر، اين است كه جمل خبريّه مذكور، ظهور در وجوب دارند و دلالتشان بر وجوب از دلالت هيئت افعل بر وجوب بالاتر و مؤكّدتر است.
سؤال: آيا جمل خبريّه و هيئت فعل مضارع براى انشاء طلب، وضع شده؟
جواب: خير، هيئت فعل مضارع، وضع شده كه شما اخبار نمائيد كه فلان نسبت در زمان حال يا آينده، تحقّق پيدا مىكند، معناى جمله «يضرب زيد» اين است كه شما اخبار مىكنيد كه نسبت بين زيد و ضرب در زمان حال يا آينده، محقّق خواهد شد و مصنّف هم اين مطلب را قبول دارند و كسى انكار ننموده و اينكه فرمودهاند جمل خبريّه ظهور در وجوب دارند، خيال نشود كه منظور، اين است كه مثلا معناى «يغتسل»، «اغتسل» مىباشد و جمله خبريّهاى كه در طلب استعمال شده در غير معناى موضوع له استعمال گشته بلكه جمل مذكور و امثال آن در معنا و موضوع له خودشان استعمال شده لكن دواعى، مختلف است. مثلا گاهى مخاطب شما مطلبى را نمىداند، شما به او اعلام و اخبار نموده، مىگوئيد «يجيء زيد من السّفر» و گاهى هم انسان، فعل مضارع را استعمال مىكند امّا داعى از آن بعث و تحريك است و مىخواهد مكلّف را نسبت به غسل كردن، برانگيزد، لذا مىگويد: «يغتسل»، «يعيد الصّلاة» يا «يتوضّأ».
سؤال: چرا گاهى در مقام طلب، جمل خبريّه را استعمال مىكنند؟
جواب: زيرا جمل خبريّه براى بعث و تحريك، قوىتر و آكد از صيغه افعل هستند در هيئت امر، كأنّ نحوهاى تقاضا و تمنّا هست، به خلاف جمل مذكور، مثلا معناى «يغتسل و يتوضّأ»، كه در مقام طلب استعمال مىشود، اين است كه: من اصلا قلبم راضى نمىشود كه صفحه واقع را خالى از آنها ببينم و بايد جامه عمل برآن افعال پوشاند.
مثال عرفى: زيد و عمرو، داراى يك دوست مشتركى هستند كه فرضا براى زيارت به قم آمده، زيد با صيغه افعل، به عمرو مىگويد به احترام آن دوست، ضيافتى ترتيب