إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧١ - آيا«اجزا» عنوان مقدميت دارند يا نه؟
مصنّف هم هست- امّا اجزاى خارجيّه، مانند هيولا و صورت، داراى عنوان «بشرط لا» هستند- نه لا بشرط.
اشكال: شما- مصنّف- در مقام بيان جزئيّت، يك ضابطه كلّى بيان كرده و فرمودهايد:
هركجا عنوان جزئيّت، تحقّق داشته باشد بايد عنوانش لا بشرط باشد پس چرا معقوليين گفتهاند: اجزاى خارجيّه، مانند هيولا و صورت، داراى عنوان «بشرط لا» هستند؟
به عبارت ديگر: اگر قوام و ملاك جزئيّت، عبارت از لابشرطيّت هست همانطور كه در اجزاى عقليّه، عنوان «لا بشرطى» را ذكر كردهاند در اجزاى خارجيّه هم بايد عنوان لا بشرط را بيان كنند درحالىكه در اجزاى خارجيّه، عنوان «بشرط لا» كه يك عنوان سوّمى هست را ثابت كردهاند پس بيان اهل معقول، دليل بر اين است كه ضابطه كلّى شما در مقام بيان جزئيّت، صحيح نيست.
جواب: پاسخ فعلى مصنّف رحمه اللّه چندان جالب نيست لكن جواب بهترى در بحث مشتق بيان كردهاند و شايد با جمله «فافهم» اشاره به همان مطلب دارند.
پاسخ فعلى مصنف: بين كلام ما با بيان اهل معقول، منافاتى نيست زيرا شما بهطرف سنجش و مقايسه، دقّت كنيد تا متوجّه شويد منافاتى بين آن دو نيست.
ما «جزئيّت» و «كلّيّت» را دو طرف سنجش قرار داده و گفتيم: اگر شىء بهعنوان «جزء» بنا باشد اعتبار شود بايد آن را بدون قيد و شرط، ملاحظه و اخذ نمود به خلاف كلّيّت كه بايد بهشرط شىء و بهشرط اجتماع اعتبار شود يعنى ركوع را كه جزء نماز هست با مجموع نماز، مقايسه كرده و گفتيم فرق بين جزئيت و كلّيّت، اين است كه كلّيّت بهشرط اجتماع هست لكن جزئيّت لا بشرط مىباشد، پس طرف حساب و سنجش ما در باب جزئيّت، نفس «مركّب و كلّ» بود امّا اهل معقول، اجزاى خارجيّه را نسبت به كل، ملاحظه نمىكنند آنها در مقام قياس اجزاى خارجيّه با اجزاى تحليليّه هستند يعنى دو قسم از