إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧٧ - ثمره بحث مقدمه واجب
تذنيب: في بيان الثّمرة، و هي في المسألة الأصوليّة- كما عرفت سابقا- ليست إلا أن تكون نتيجتها صالحة للوقوع في طريق الاجتهاد، و استنباط حكم فرعيّ، كما لو قيل بالملازمة في المسألة، فإنّه بضميمة مقدّمة كون شيء مقدّمة لواجب يستنتج انّه واجب(١).
ثمره بحث مقدّمه واجب
(١)- سؤال: در اصل نزاع و در اينكه آيا ملازمه، بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه تحقّق دارد يا نه، چه ثمرهاى مترتّب مىشود به عبارت ديگر، نزاع در مسأله اصولى مذكور، چه ثمرهاى دارد؟
قبل از پاسخ به سؤال مذكور بايد بررسى نمود كه بهطور كلّى، ثمره مسأله اصوليّه چيست و اگر شىء بخواهد عنوان مسأله اصولى پيدا كند، بايد چه ثمرهاى داشته باشد.
مكرّرا گفتهايم كه ثمره مسئله اصولى، اين است كه: نتيجه آن مسئله بايد بتواند در قياس استنباط، قرار گيرد يعنى مجتهدى كه در صدد استنباط حكم فرعى الهى هست براى استنباط آن، يك قياس- كبرا و صغرا- ترتيب مىدهد كه كبراى آن، نتيجه مسئله اصوليّه هست و نتيجه آن قياس، استنباط يك حكم شرعى مىباشد بنابراين، ملاك در ثمره مسأله اصولى، اين است كه آن مسئله در قياس مذكور بهعنوان كبرا واقع شود و نتيجه قياس هم يك حكم كلّى الهى باشد بنابراين، ثمره بحث مقدّمه واجب- على القول بالملازمة- بسيار واضح است كه:
اگر شما قائل به ملازمه شده و گفتيد بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه، ملازمه هست و در نتيجه در صدد برآمده كه آيا وضو- حكم كلّى الهى- واجب هست يا نه، قياسى ترتيب مىدهيد كه كبراى آن، نتيجه مسأله اصوليه، واقع مىشود به اين شكل: «الوضوء