إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٠ - بيان ثمره اول
در محلّ بحث و مسأله نذر هم، همينطور است، كسى كه نذر كرده يك واجبى را اتيان كند و فرضا مقدّمه واجب هم واجب مىباشد در اين صورت، عقل حكم مىكند كه موافقت با نذر حاصل شده، يا اينكه موافقت حاصل نشده. اما موافقت و مخالفت با نذر، حكم شرعى نيست كه بتواند ثمره مسأله اصوليّه قرار گيرد و بديهى است كه مسأله اصوليّه بايد در طريق استنباط حكم الهى واقع شود و ...
اشكال اختصاصى: اگر از اشكال قبل هم صرفنظر كنيم، ايراد ديگر، اين است كه:
اساس ثمره مذكور را قبول نداريم زيرا كسى كه چنان نذرى كرده بايد ببينيم مقصود او از انجام «واجب» چه بوده است.
١- ممكن است مقصود ناذر، اتيان يك واجب نفسى بوده در اين صورت اگر او مقدّمه يك واجب را اتيان كند و شما هم مقدّمه واجب را واجب بدانيد، اتيان «مقدّمه» واجب» نمىتواند اثرى براى موافقت نذر داشته باشد.
٢- امكان دارد مقصود ناذر از انجام «واجب» اتيان يك واجب- اعمّ از شرعى و عقلى- باشد مثلا گفته است: «للّه علىّ» كه يك امر لزومى را اتيان نمايم خواه الزام آن از ناحيه شارع باشد يا از جانب عقل، در فرض مذكور اگر او مقدّمه يك واجب را انجام دهد، موافقت نذر حاصل شده، خواه مقدّمه، واجب باشد يا نباشد زيرا:
اگر مقدّمه، واجب هم نباشد، كسى كه ملازمه را انكار كرده. منكر لزوم عقلى مقدّمه نيست بلكه معتقد است كه عقل، حكم مىكند با وجود امر «كن على السّطح» نصب سلّم، وجوب عقلى دارد و تفاوت بين قول به ملازمه و عدم ملازمه در همين جهت است كه قائلين به ملازمه، براى مقدّمه، وجوب شرعى، اثبات مىكنند امّا منكرين ملازمه، لزوم