إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١١١ - امر دوم مقصود از كلمه«اقتضا» چيست؟
معناى علّيّت و تأثير در ثبوت واقعى شىء، استعمال شده.
٢- گاهى كلمه اقتضا در علّيّت در علم به ثبوت شىء، استعمال مىشود كه معلول، ثبوت واقعى شىء نيست، معلول، اطّلاع و علم به آن شىء است مثل اينكه گفته مىشود:
آيا فلان روايت، اقتضاى وجوب نماز جمعه را دارد يا نه؟ در مثال مذكور كه كلمه اقتضا را استعمال كردهاند، مقصود، اين است كه آيا آن دليل، اقتضا مىكند وجوب نماز جمعه را يا نه، مادّه اقتضا كه در مثال اخير استعمال شده با مادّه اقتضا كه در مثال «النّار مقتض للحرارة» استعمال گشته تفاوت دارد زيرا دليل كه اقتضاى وجوب واقعى نماز جمعه را ندارد، وجوب واقعى نماز جمعه، تابع و مربوط به مصالح خودش است نه مربوط به روايت زراره، پس استعمال كلمه اقتضا در مورد دوّم به اين لحاظ است كه تأثير در علم من و شما مىكند و معناى اينكه فلان دليل، مقتضى وجوب است يا نه، اين است كه آيا آن دليل، موجب مىشود مجتهد، علم به وجوب پيدا كند و فتوا به وجوب بدهد يا نه، آيا كشف از وجوب و دلالت بر وجوب مىكند يا نه پس مفهوم اقتضا- معناى دوّم- عبارت از كشف و بهمعناى تأثير در علم و اطّلاع است.
سؤال: در عبارت «الاتيان بالمأمور به على وجهه هل يقتضى الاجزاء ام لا» منظور از كلمه اقتضا چيست؟
جواب: گاهى مىگويند: «هل الصّيغة تقتضى الاجزاء ام لا» معناى اقتضا در مثال اخير، عبارت از «كشف و دلالت» است زيرا صيغه امر از مقوله لفظ هست و اگر كلمه اقتضا به لفظ، نسبت داده شود، معنايش كاشفيّت و دلالت است امّا در عبارات اصوليين، كلمه «اقتضا» به صيغه، نسبت داده نشده بلكه به «اتيان مأمور به» نسبت داده شده- يعنى به خواندن نماز و انجام دادن مأمور به در خارج- و خواندن و انجام دادن مأمور به، معنايش كشف و دلالت نيست، در محلّ بحث، معناى «اقتضا» مانند معناى كلمه و مادّه «اقتضا» در