إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٢ - فصل يازدهم واجب موسع و مضيق
نعم لو كان التّوقيت بدليل منفصل، لم يكن له إطلاق على التّقييد بالوقت، و كان لدليل الواجب إطلاق، لكان قضيّة إطلاقه ثبوت الوجوب بعد انقضاء الوقت، و كون التّقييد به بحسب تمام المطلوب لا أصله(١).
وقت خاصّى واجب مىكند، مفهومش اين است كه اگر اين قيد و اين وقت نبود، وجوبى هم در كار نيست.
(١)- استثنا: گفتيم دليل واجب موقّت، دلالتى بر وجوب قضا در خارج از وقت ندارد ولى با وجود سه شرط، دلالت بر وجوب اتيان عمل در خارج وقت دارد:
١- توقيت به دليل منفصل باشد، چون مىدانيم گاهى توقيت با دليل متّصل است و يك دليل، وجوب و توقيت- هر دو- را بيان مىكند مانند «اغتسل فى الجمعة» و گاهى با دليل منفصل است مثلا مولا ابتدا با «اقيموا الصّلاة» اصل وجوب صلات را بيان مىكند و بعد با دليل منفصل و «أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ» موقت بودن آن را.
٢- دليلى كه بر اصل وجوب، دلالت مىكند داراى اطلاق و در صدد بيان واجب، با همه خصوصيّات و حدودش باشد نه در مقام اهمال و اجمال.
٣- دليل دالّ بر توقيت، اطلاق نداشته باشد، از نظر تقييد به وقت و لزوم وقت، اطلاق نداشته باشد، يعنى نگويد اين واجب، هرجا بخواهد محقّق شود بايد همراه وقت باشد بلكه از آن فى الجملة، استفاده توقيت شود.
سؤال: چرا در صورتى كه شرائط سهگانه وجود داشته باشد اگر عمل در وقت خودش انجام نشد بايد در خارج وقت اتيان شود؟
جواب: چون همانطور كه در ضمن شرائط گفتيم، دليل واجب، اطلاق دارد و مقتضاى اطلاقش اين است كه: وجوب عمل بعد از گذشتن وقت هم ثابت است و عمل