إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩ - مبحث سوم جمل خبريهاى كه در طلب استعمال مىشوند«ظهورشان» در چيست؟
وجوب دارند.
توضيح ذلك: يك وجه يا يك قول در ما نحن فيه اين بود كه جمل و صيغ مذكور، دلالت بر وجوب نمىكنند زيرا جمله «يغتسل» و امثال آن، داراى يك معناى حقيقى مىباشند- اخبار به ثبوت نسبت به و حكايت از وقوع نسبت- و آن عبارت از: اخبار از غسل كردن است و مسلما امام عليه السّلام در صدد اخبار نبودهاند پس حمل بر معناى حقيقى، متعذّر است و معناى مجازى «يغتسل» اين است كه: غسل، داراى محبوبيّت هست ولى براى ما مشخّص نيست كه آن مطلوبيّت به نحو «وجوب» است يا به نحو «استحباب» لذا چون معناى مجازى، متعدّد است و قرينهاى بر تعيين نداريم و ترجيحى هم مطرح نيست، مىگوئيم: جمله مذكور، دلالت بر مطلوبيّت غسل دارد نه «وجوب» غسل.
كأنّ مصنّف رحمه اللّه فرمودهاند: از شما مىپذيريم كه جمله «يغتسل»- و نظاير آن- در معناى حقيقى استعمال نشده بلكه در معناى مجازى به كار رفته و معانى مجازى هم متعدّد هست- وجوب، يك معناى مجازى و استحباب هم معناى مجازى ديگر است- امّا اينكه گفتيد «وجوب» داراى امتياز نيست، مورد قبول ما نمىباشد بلكه براى «وجوب» امتياز ارائه مىدهيم كه:
جمل مذكور در مقام بيان صادر شده نه در مقام اجمال و اهمال و حقيقتا مولا در مقام تفهيم غرض خود به مكلّف است و مقدّمات حكمت، اقتضا مىكند كه حتما مراد مكلّف «وجوب» است زيرا قرينهاى بر استحباب، اقامه ننموده و مكلّف نمىتواند مردّد بماند.
به عبارت ديگر: وجدانا و انصافا آن معناى مجازى كه با معناى حقيقى مناسبت دارد آيا وجوب است يا استحباب؟
معناى حقيقى، اين است كه جمله مذكور، حكايت از واقعيّت مىكند و شما گفتيد آن معنا، مراد نيست و مانعى هم بر اين مطلب نمىبينيم امّا آن مطلوبيّت غسل كه با معناى حقيقى تناسب دارد آيا مطلوبيّت غسل به نحو وجوب است يا مطلوبيّت به نحو استحباب؟