إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٦ - نقد و بررسى نظريه شيخ اعظم در واجب مشروط
جواب: معرفت احكام الهى چه در واجبات مطلق و چه در واجبات مشروط، واجب است امّا بايد متذكّر شد كه:
علم به «حكم» و وجوب «معرفت» از نزاع در باب مقدّمه واجب، خارج است زيرا تعلّم و معرفت به خاطر «ملازمه»، وجوب غيرى و شرعى پيدا نمىكند بلكه: عقل مستقلا حكم به لزوم معرفت نموده، و من و شما را موظّف كرده كه به دنبال فحص و تتّبع، نسبت به احكام الهى برويم تا اينكه احكام الهى را تعلّم و عمل نمائيم و چنانچه بررسى نموديم و مطلبى و حكمى براى ما مشخّص نشد آنوقت مىتوانيم برائت عقلى و قبح عقاب بلابيان را جارى نمائيم و نبايد توهّم شود كه به مجردى كه شك و ترديد پيدا كرديم كه آيا شارع مقدّس در فلان زمينه، حكمى دارد يا نه مىتوان برائت عقلى جارى نمود.
خلاصه: وجوب تعلّم و معرفت احكام از باب مقدّمه، واجب نيست بلكه عقل، مستقلا حكم به لزوم تعلّم احكام مىنمايد و مكرّرا گفتهايم كه: وجوب مقدّمه، يك وجوب عقلى نيست بلكه شرعى و حاكم به ملازمه، عقل هست ولى طرفين ملازمه، شرعى است مثلا وجوب صلات و طهارت، هر دو شرعى هست امّا طريق و راه استفاده وجوب طهارت، همان ملازمه عقليّه است كه بحث كردهايم.
قوله: «فافهم.»
اشاره به همان نكتهاى است كه بيان كرديم: كسى به ما اشكال نكند كه در باب مقدّمه واجب، نزاع در حكم عقل است و شما هم كه در مسأله معرفت و تعلّم احكام مىگوئيد عقل، حكم به لزوم تحصيل معرفت مىكند.
بين آن دو مسئله، تفاوتى هست كه: مقدّمه واجب، وجوب شرعى دارد نه عقلى امّا