إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨ - مقدمه دوم«معناى قصد قربت»
عقل، حكم مىكند كه در نماز، قصد قربت معتبر است؟
براى پاسخ به سؤال مذكور، ابتدا بايد معناى قصد قربت را بيان كرد كه اينك به توضيح آن مىپردازيم.
در معناى قصد قربت، چند احتمال است كه آن احتمالات از نظر حكم با يكديگر تفاوت دارند.
معناى اوّل قصد قربت- احتمال اوّل- قصد قربت، اين است كه مكلّف، مأمور به را به قصد امتثال انجام دهد و معناى قصد امتثال، عبارت است از «الاتيان بالمأمور به- بالواجب- بداعى امره» فرضا اگر از مكلّف، سؤال كنند كه چرا نماز مىخوانى در پاسخ مىگويد محرّك من بر اتيان صلات، امر مولا و امر «أَقِيمُوا الصَّلاةَ»* است كه در كتاب و سنّت وارد شده است.
تذكّر: اگر مكرّرا كلمه «قصد قربت» را ذكر مىكنيم مقصودمان همان معناى اوّل است نه ساير معانى.
مثلا شارع مقدّس، اجزا و شرائط نماز- مانند تكبيرة الاحرام، ركوع، سجود، طهارت و قبله- را اعتبار نموده، آيا قصد قربت- كه در واجبات تعبّدى معتبر است- هم در رديف اجزا و شرائط است و شارع مقدّس بايد اعتبار آن را بيان كند يا اينكه اصلا معقول نيست كه شارع بتواند آن را بيان نمايد آرى بايد عقل، اين مطلب را بيان كند و مستحيل است كه شارع بتواند اعتبار قصد قربت را بيان نمايد.
چرا مستحيل است كه شارع بتواند قصد قربت را در مأمور به معتبر كند، به عبارت ديگر، قصد قربت چه خصوصيّتى دارد كه شارع نمىتواند مانند ساير اجزا و شرائط، آن