إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠١ - مبحث نهم«فور و تراخى»
مع لزوم كثرة تخصيصه في المستحبّات، و كثير من الواجبات بل أكثرها، فلا بد من حمل الصّيغة فيهما على خصوص النّدب أو مطلق الطّلب(١).
عذاب خواهيد بود مثلا چنين بگويند «احذروا من الغضب و الشرّ بالمسارعة و الاستباق» لذا از اينكه بحثى از عذاب نشده و مستقيما بعث، نسبت به استباق و مسارعت نمودهاند كأنّ استفاده مىشود كه بعث «وجوبى» مطرح نيست كه بر تركش استحقاق عقوبت مترتّب شود بلكه آن دو آيه در صدد بيان يك حكم استحبابى هستند.
قوله: «فافهم.»
شايد اشاره به اين است كه: اشكال- جواب- مذكور در تمام واجبات شرعيّه كه با صيغه امر، بيان شده جارى است.
(١)- ٢: با قطعنظر از جواب اوّل، پاسخ ديگرى هم در برابر مستدلّين به آيات داريم كه: قرينهاى وجود دارد كه منظور از «طلب»، طلب وجوبى نيست زيرا «سبب مغفرت» كه اختصاص به واجبات ندارد بلكه مستحبّات- مانند صلاة الليل- هم از اسباب مغفرت است و در آيه دوّم هم كلمه «الخيرات» استعمال شده كه جمع محلى به الف و لام هست و شامل تمام خيرات مىشود و اختصاصى به واجبات ندارد، نماز شب هم يكى از خيرات است، در نتيجه وقتى آن دو آيه، شامل مستحبّات هم شد، چگونه مىتوان گفت: «سارعوا» دلالت بر وجوب مسارعت دارد آيا در مستحبّات، وجوب مسارعت، مطرح است و آيا در مستحبّات، وجوب استباق مطرح است؟
بنا بر آنچه كه گفته شد اگر «سارعوا» و «استبقوا» را بر ظاهرشان حمل كنيم لازمهاش اين است كه مستحبّات هم وجوب مسارعت و استباق دارند درحالىكه واجباتى داريم كه چنين نيستند. آيا نماز كه از اهمّ فرائض هست در اوّل وقت، وجوب مسارعت دارد يا اين كه اوّل وقت، داراى فضيلت هست؟ آرى اگر وقت ضيق شود از باب تنگى وقت بايد