إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١١ - فصل يازدهم واجب موسع و مضيق
ثم إنّه لا دلالة للامر بالموقت بوجه على الامر به فى خارج الوقت بعد فوته فى الوقت لو لم نقل بدلالته على عدم الامر به(١).
واجب موسّع، وقوع آن هست.
(١)- اوّل همين فصل بيان شد كه واجبات بر دو نوعند:
١- موقّت: واجبى است كه در لسان دليل شرعى، زمان خاصّى در تحقّق آن دخيل است و نيز بيان شد كه واجب موقّت يا موسّع است و يا مضيّق.
٢- غير موقّت: مىدانيم گاهى واجب موقّت در همان زمانى كه شارع خواسته امتثال مىشود و گاهى در زمان مطلوب فوت مىشود ولى دليل خارجى- غير از دليل واجب موقّت و دليل توقيت- مىگويد بايد آن را در خارج از وقت، تدارك و قضا كرد اين دو صورت، روشن است و بحثى ندارد امّا اگر واجب در وقت خودش انجام نشد و دليل خارجى هم دلالت بر وجوب قضا نكرد، آيا همان دليل واجب موقّت، دلالت مىكند كه بايد عمل را در خارج وقت اتيان كنيم يا نه؟
جواب: دليل واجب نه تنها به هيچ وجه دلالتى بر وجوب قضا ندارد بلكه ممكن است بعضى ادّعا كنند دليل واجب موقّت، دلالت بر عدم وجوب اتيان در خارج وقت دارد و بگويند همانطور كه قضاياى شرطيّه مفهوم دارند- «إن جاءك زيد فاكرمه» مفهومش اين است كه «ان لم يجيء زيد فلا يجب اكرامه»- قضاياى وقتية و قضايائى كه در آنها قيدى وجود دارد نيز مفهوم دارند بنابراين دليلى كه عملى را مقيّد به