إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩ - مقدمه دوم«معناى قصد قربت»
قلت: مضافا إلى القطع بأنّه ليس في العبادات إلا أمر واحد، كغيرها من الواجبات و المستحبّات، غاية الأمر يدور مدار الامتثال وجودا و عدما فيها المثوبات و العقوبات، بخلاف ما عداها، فيدور فيه خصوص المثوبات، و أمّا العقوبة فمترتّبة على ترك الطّاعة و مطلق الموافقة(١).
متعلّق امر خود قرار دهد بدون اينكه صحبتى از قصد قربت نمايد سپس امر ديگرى صادر نمايد و بگويد: ايّها المكلّف، آن نمازى را كه مأمور به قرار دادم، بايد به داعى امرش اتيان نمائى بنابراين، دو امر و دو مأمور به داريم كه امر اوّل به ذات صلات متعلّق شده و امر دوّم، مربوط به اين است كه آن نماز را بايد به داعى امرش اتيان نمود.
در اين صورت اگر مكلّف، نماز را به داعى امر متعلّق به نفس صلات بخواند با هر دو امر، موافقت و امتثال نموده زيرا: مولا در ابتدا فرموده بود نماز بخوان، او صلات را اتيان نمود، در امر دوّم، مولا دستور داد آن نماز را به داعى امرش بخوان، مكلّف هم امتثال نمود يعنى نماز مأمور به به امر اوّل را به داعى امرش انجام داد لذا با «تعدّد امر» اشكالى باقى نمىماند.
(١)- جواب: مصنّف رحمه اللّه تقريبا دو پاسخ براى اشكال مذكور، بيان كردهاند كه جواب اوّل، چندان مهمّ نيست و عمده، همان جواب دوّم است كه اينك به بيان آن دو پاسخ مىپردازيم:
الف: آنچه را مستشكل بيان كرد- تعدّد امر- صرف يك فرض مىباشد، اگر مولا بخواهد غرض خود را بهوسيله دو امر، بيان كند، امكان دارد، لكن خارجا مىبينيم- در عبادات، واجبات و مستحبات- در هر مورد، بيش از يك امر وجود ندارد و چنين نيست كه در هر عبادتى دو امر از ناحيه مولا صادر شده باشد كه يك امر آن، متعلّق به ذات عبادت و ديگرى مربوط به اين باشد كه آن عبادت را بايد به داعى امرش اتيان نمود حتّى