إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧ - مقدمه دوم«معناى قصد قربت»
محلّ بحث، داعى القربة بهمعناى قصد قربت است و قصد از سنخ اراده هست و شما كه در صدد هستيد قصد قربت را جزء المأمور به قرار دهيد، معنايش اين است كه امر به قصد قربت هم متعلّق شود ولى قبلا بيان كرديم كه اراده نمىشود متعلّق تكليف و امر قرار گيرد زيرا اراده، يك امر غير اختيارى است و چيزى كه غير اختيارى است، امكان ندارد متعلّق تكليف، واقع شود.
٢- ما از مسئله غير اختيارى بودن صرفنظر مىكنيم لكن اشكال ديگرى داريم كه:
شما از طريق تصوير مركّب واقعى براى مأمور به دو جزء- الف: صلات ب: قصد قربت بهمعناى داعى الامر- ترتيب داده و گفتيد: صلات هم مأمور به است لكن شما صلاتى را كه مىخواهيد به داعى امرش اتيان كنيد معنايش اين است كه بعض مأمور به را به داعى امر، اتيان مىنمائيد و اين فايدهاى ندارد زيرا شما نماز را به داعى امر اتيان مىكنيد درحالىكه نماز، بعض المأمور به مىباشد و بعض ديگرش عبارت از قصد قربت است و شما مجموع را به داعى امر اتيان نمىكنيد و اگر يك جزء مركّبى به داعى امرش اتيان شود و ساير اجزا، اتيان نشود هيچ اثرى برآن مترتب نمىشود.
ممكن است شما جواب دهيد كه جزء ديگرش را هم به داعى امر مىآوريم در اين صورت، پاسخ ما اين است كه: اين مسئله، محال است زيرا نماز را مىتوان به داعى امر انجام داد امّا قصد قربت را كه معنايش داعى امر است، نمىتوان به داعى امر، اتيان نمود و اصلا چنين كارى معقول نيست كه انسان داعى امر را به داعى امر، اتيان نمايد و آنچه كه معقول مىباشد، اين است كه مكلّف، نماز را به داعى امر اتيان كند و آنهم تمام المأمور به نيست