إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦ - مبحث سوم جمل خبريهاى كه در طلب استعمال مىشوند«ظهورشان» در چيست؟
لا يقال: كيف؟ و يلزم الكذب كثيرا، لكثرة عدم وقوع المطلوب كذلك في الخارج، تعالى اللّه و أولياؤه عن ذلك علوّا كبيرا (١)
فإنّه يقال: إنّما يلزم الكذب، إذا أتى بها بداعي الإخبار و الإعلام، لا لداعي البعث، كيف؟ و إلا يلزم الكذب في غالب الكنايات، فمثل (زيد كثير الرّماد) أو (مهزول الفصيل) لا يكون كذبا، إذا قيل كناية عن جوده، و لو لم يكن له رماد أو فصيل أصلا، و إنّما يكون كذبا إذا لم يكن بجواد، فيكون الطّلب بالخبر في مقام التّأكيد أبلغ، فإنّه مقال بمقتضى الحال(٢).
[١]- اشكال: شما- مصنّف- فرموديد: جمل خبريّهاى كه در طلب استعمال مىشوند، در موضوع له خود- حكايت از وقوع و ثبوت نسبت- استعمال شدهاند، مثلا معناى «يغتسل»، حكايت از وقوع غسل در زمان حال يا آينده است، اكنون مستشكل مىگويد: هميشه آن واقعيّت و آن موضوع، تحقّق پيدا نمىكند، آرى اگر مكلّف، مطيع و فرمانبردار باشد كه بحثى نداريم امّا اگر او برخلاف وظيفه، رفتار كند و غسل ننمايد يا وضو نسازد، در اين صورت، شما- مصنّف- چگونه مىگوئيد آن جمله، حكايت از بيان نسبت و تحقّق غسل مىكند؟ و معناى «يغتسل» چيست؟ و نعوذ باللّه مستلزم كذب است و آيا مىتوان درباره خداوند متعال يا ائمّه اطهار عليهم السّلام چنين احتمالى را داد؟ «تعالى اللّه و اولياؤه عن ذلك علوا كبيرا»
نظر مستشكل، اين است كه: اصلا جمله يغتسل و امثال آن در معناى واقعى، استعمال نشده بلكه در معناى مجازى، استعمال گشته و مقصود از «يغتسل»، «اغتسل» مىباشد و در مقام بيان نسبت و حكايت از واقعيّت نيست تا اينكه در بعضى از موارد، مستلزم كذب باشد.
(٢)- جواب: اصولا صدق و كذب، مربوط به جملههاى خبريّهاى هست كه مخبر در مقام اخبار و اعلام مطلبى به مخاطب باشد مثلا شما از مسافرت زيد و مراجعت او خبر نداريد، دوست شما مىگويد: «يجيء زيد من السّفر.»