إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧٩ - مقدمه شرعيه
و الشّرعيّة على ما قيل: ما استحيل وجوده بدونه شرعا، و لكنّه لا يخفى رجوع الشّرعيّة إلى العقليّة؛ ضرورة أنّه لا يكاد يكون مستحيلا ذلك شرعا، إلا إذا أخذ فيه شرطا و قيدا، و استحالة المشروط و المقيد بدون شرطه و قيده، يكون عقليّا(١).
بىفايده هست و به عبارت ديگر: «المقدّمة العقليّة هى ما ادرك العقل بنفسه توقّف ذى المقدّمة عليه من دون حاجة الى بيان الشّارع له.»
مقدّمه شرعيّه
(١)- گفته شده، مقدّمه شرعيّه، آن است كه: در محيط شرع، ممتنع است، ذى المقدّمه، بدون آن، وجود پيدا كند مانند طهارت، نسبت به نماز- كه يك شرط شرعى است.
مصنّف رحمه اللّه فرمودهاند: مقدّمه شرعيّه به مقدّمه عقليّه، برگشت پيدا مىكند زيرا:
بهعنوان مثال، شارع مقدّس با جمله «صلّ مع الطّهارة» صغراى قضيّه را بيان كرده و فرموده است: نماز، مشروط به طهارت است امّا كبراى قضيّه را بايد عقل، بيان كند كه:
مشروط و مقيّد نمىتواند بدون شرط و قيد، تحقّق پيدا كند و بديهى است كه استحاله تحقّق مشروط، بدون شرط، يك امر عقلى هست.
نتيجه: چون كبراى قضيّه، يعنى: عدم تحقّق مشروط، بدون شرط را عقل بيان مىكند،