إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤ - مقدمه دوم«معناى قصد قربت»
ج: اتيان عبادت به خاطر اينكه آن عمل عبادى، اضافه و ارتباط به خداوند متعال دارد، براى رضايت و خوشنودى او انجام مىدهيم.
در هيچيك از سه معناى مذكور، مسأله «داعويّت» مطرح نيست- البتّه مانعى ندارد كه مولا بگويد «صل بداعى كون الصّلاة ذات مصلحة» يا «صل بداعى كون الصّلاة حسنة» يا «صل للّه تبارك و تعالى»- و قصد قربت اگر به آن معانى باشد. امكان دارد كه بهصورت شرطيّت يا قيديّت در متعلّق امر، اخذ شود و مستلزم استحاله يا اشكالاتى كه در مقدّمه دوم به نحو مشروح، بيان كرديم، نمىباشد لكن اخذ قصد قربت در متعلّق امر به آن معانى، كارساز نيست و فايدهاى ندارد زيرا:
از نظر فقها، مسلّم است و هيچكس در اين مسئله، مخالفت نكرده كه اگر مكلّفين عبادات را به داعى امرشان انجام دهند و مسأله واجد مصلحت يا حسن بودن يا ارتباط و اضافه به اللّه تبارك و تعالى را ناديده بگيرند، هيچ اشكالى ندارد و به نحو مذكور، قصد قربت نمودن كفايت مىكند و كفايت مذكور، دليل بر اين است كه: احتمالات سهگانه اخير در متعلّق عبادات، اعتبار ندارد زيرا فرضا اگر قصد قربت بهمعناى واجديّت مصلحت در متعلّق، اخذ شده بود، شما نمىتوانستيد نماز را به داعى امر، اتيان كنيد زيرا در اين صورت، نماز به تنهائى مأمور به نبود بلكه صلات مع كونها ذات مصلحة، مأمور به بود درحالىكه شما نماز را به داعى امرش اتيان مىكنيد و مجزى هم هست و اجماع هم قائم شده كه: مىتوان عبادات و از جمله، نماز را به داعى امر متعلّق به آنها اتيان نمود لذا ما از اين مطلب، كشف مىكنيم كه قصد قربت به معانى سهگانه مذكور در متعلّق امر معتبر نيست:
جمعبندى: اتيان عبادت به داعى امرش كافى و مجزى است و اتيان به داعى امر،