إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٢ - مقدمه متقدمه، مقارنه و متأخره
و مقدّمات از امور «خارجيّه» هست يا اينكه عبارت از «لحاظ» و «تصوّر» مولا هست.
به عبارت ديگر: آيا مجىء زيد- در خارج- در ايجاب اكرام، مدخليّت دارد گرچه مولا آن را تصوّر و لحاظ نكند؟
خير، آنچه كه واقعا در ايجاب اكرام، مدخليّت دارد لحاظ و تصوّر مولا نسبت به مجىء زيد هست و الا اگر هزار مرتبه، مجىء زيد در خارج، محقق شود امّا مولا آن را تصوّر و لحاظ نكند، ايجابى از ناحيه مولا نسبت به اكرام، تحقّق پيدا نمىكند پس:
تصوّر و لحاظ مجىء زيد كه يكى از اعمال اختيارى مولا هست در ايجاب اكرام، مدخليّت دارد.
تذكّر: اينكه مىگوئيم «تصوّر» مجىء زيد در ايجاب اكرام، مدخليّت دارد، «تصوّر» بهمعناى تخيّل نمىباشد و مقصود، اين نيست كه مولا مجيئى را كه واقعيت ندارد تصوّر مىكند بلكه او مجىء واقعى را تصوّر مىكند اما مجىء واقعى، نقشى در ايجاب اكرام ندارد بلكه تصوّر مجىء واقعى در ايجاب اكرام، مؤثّر هست.
سؤال: آيا تصوّر مجىء خارجى واقعى با ايجاب اكرام فاصلهاى دارد؟
جواب: مجىء زيد با وجوب اكرام، فاصله دارد، زيد امروز مىآيد امّا وجوب اكرام، فردا تحقّق پيدا مىكند ولى تصوّر مجىء خارجى واقعى با ايجاب اكرام، هيچگونه فاصله و انفكاكى ندارد بلكه مقارن با آن هست يعنى: آن لحظهاى كه مولا بر كرسى جعل، نشسته و اكرام زيد را ايجاب مىكند، در همان موقع، لحاظ و تصوّر مجىء خارجى واقعى، تحقّق دارد و انفكاك و جدائى بين آن دو نيست.
خلاصه بيان مصنّف، راجع به شرائط مربوط به تكليف، اين شد كه: آنچه را كه شما خيال كرديد، بين آن و بين ذى المقدّمه، جدائى و فاصله افتاده، آن مجىء خارجى زيد