إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩٤ - ايراد مصنف بر كلام شيخ اعظم
اراده واقعى مولا چيست؟
بايد بگوئيد كه منشأ آن، مبادى خارجيّه است مثلا مولائى كه اكرام زيد را واجب نموده، ابتداء آن را تصوّر و فوائدش را كسر و انكسار و ملاحظه نموده كه اكرام او محبوب است پس اراده حقيقيّه، ناشى از اسباب خاصّه هست.
امّا در باب هيئت: آنچه را كه هيئت برآن، دلالت مىكند، عبارت از طلب انشائى هست و ارتباطى به طلب حقيقى ندارد و اصلا آيا اراده حقيقى، قابليّت انشا دارد؟
خير، بديهى است كه طلب انشائى، قابليّت انشا دارد و اراده واقعى به تبع مبادى خود، يعنى تصوّر، تصديق به فائده و عزم و جزم، قهرا تحقّق پيدا مىكند.
امّا اگر گفتيم مفاد هيئت، عبارت از طلب حقيقى هست، معنايش اين است كه انشاء مولا مربوط به آن طلب حقيقى مىباشد درحالىكه طلب حقيقى، قابل انشا نيست بلكه اگر مقدّماتش موجود شد، قهرا تحقّق پيدا مىكند و چنانچه مبادى آن حاصل نشود، اصلا وجود پيدا نمىكند لذا مىگوئيم مفهومى ندارد كه انشا به طلب حقيقى تعلّق گيرد بلكه انشا به مفهوم طلب، متعلّق است، وجود انشائى، وجود مفهوم طلب هست و هيئت افعل هم براى همان معنا وضع شده لذا مىگوئيم «وضعت هيئة افعل لا نشاء الطّلب» پس موضوع له هيئت، عبارت از ايجاد مفهوم طلب است.
سؤال: چرا انسان، مفهوم طلب را ايجاد مىكند به عبارت ديگر، چرا به مفهوم طلب، وجود انشائى مىدهد؟
جواب: معمولا اراده و طلب حقيقى، محرّك و علّت انشاء مفهوم طلب هست امّا طلب حقيقى، معناى امر نمىباشد.
قوله: «و لعل منشأ الخلط و الاشتباه تعارف التعبير عن مفاد الصّيغة بالطّلب المطلق فتوهم منه ...»