إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٢ - مقدمه دوم«معناى قصد قربت»
واضح الفساد؛ ضرورة أنّه و إن كان تصوّرها كذلك بمكان من الإمكان، إلا أنّه لا يكاد يمكن الإتيان بها بداعي أمرها؛ لعدم الأمر بها، فإنّ الأمر حسب الفرض تعلّق بها مقيّدة بداعي الأمر، و لا يكاد يدعو الأمر إلا إلى ما تعلّق به، لا الى غيره(١).
عمل، قدرت بر انجام مأمور به را داشته باشد نه در حال امر، شما مىگوئيد مكلّف در حال امر، قدرت ندارد كه مأمور به را به داعى امر اتيان كند- چون امرى نيست- پاسخ مىدهيم كه مشكلى ندارد بعد از آنكه مولا امر كرد، و فرضا ظهر فرارسيد او قدرت دارد كه مأمور به و نماز را به داعى امرش امتثال كند زيرا قدرتى كه در توجّه تكليف، معتبر است قدرت در حال امر نمىباشد بلكه قدرت در حال امتثال معتبر است بنابراين متوهم مىگويد:
نه در مقام تصوّر مولا اشكالى هست و نه از نظر موافقت مكلّف و قدرت او بر امتثال مشكلى وجود دارد و چرا شما- مصنّف- اينقدر بر نظر خود اصرار مىورزيد.
(١)- دفع توهّم: ما از نظر مقام تصوّر با شما- متوهم- موافق هستيم لكن مكلّف، قدرت ندارد- و لو بعدا- مأمور به را به داعى امرش اتيان كند.
بيان ذلك: مصنّف رحمه اللّه نسبت به يك نكته، اصرار دارند كه: وقتى مكلّف، مىخواهد نماز را اتيان نمايد چه چيز را به داعى امرش اتيان مىكند؟ نماز را به داعى امر انجام مىدهد.
اگر قصد قربت در مأمور به دخيل باشد، نماز به تنهائى كه امر ندارد تا به داعى امرش اتيان شود.
به عبارت واضحتر: آن عملى را كه مكلّف در خارج اتيان مىكند- مثلا ده جزء و شرط با قطع نظر از قصد قربت- روى مبناى شما امرى ندارد تا مكلف به داعى امرش امتثال كند زيرا امر فقط به ده جزء و شرط، متعلّق نشده بلكه امر به ده جزء با قصد قربت، تعلّق گرفته در حقيقت، امر به يازده جزء و شرط متعلّق شده و مكلّف از يازده جزء و شرط، ده جزء آن را