إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥ - مبحث سوم جمل خبريهاى كه در طلب استعمال مىشوند«ظهورشان» در چيست؟
بده، معنايش اين است كه: از او احترام و پذيرائى كن امّا در همين مورد، ممكن است زيد، چنين تعبير كند: شما قاعدتا به احترام آن دوست، يك ضيافت، ترتيب مىدهيد، مفهوم اينگونه، تعابير، اين است كه: زيد و متكلّم اصلا راضى نيست و نمىخواهد صفحه واقع را از آن مهمانى خالى ببيند، يعنى آن ضيافت، خيلى مهم و لازم است و بايد در خارج، محقّق شود. بنابراين با مثال مذكور، واضح شد كه:
جمله «أَقِيمُوا الصَّلاةَ»*، مكلّف را به اقامه نماز، تحريك مىكند و تحريك و بعث آنهم على القاعده هست زيرا با صيغه افعل صورت گرفته امّا اگر مولا فرمود «يتوضّأ»، «يغتسل» يا «يعيد الصّلاة» معنايش اين است كه آن عمل در ظرف خودش حتما تحقّق پيدا خواهد كرد و گوينده و آمر آن، كأنّ راضى نمىشود كه صفحه واقع را از آن عمل، خالى ببيند پس جمل خبريه، علاوه برآن كه دلالت بر وجوب مىكند، بعث و تحريك آنها هم قوىتر و آكد از صيغه افعل و هيئت امر مىباشد.
نتيجه: جمل خبريّهاى كه در طلب، استعمال مىشوند در معنا و موضوع له خود استعمال شده- نه در غير موضوع له- امّا داعى از آنها بعث و تحريك مكلّف است، نه اعلام و رفع جهل از مخاطب.
بديهى است كه ما در هيئت افعل- و صيغ تمنّى، ترجّى و استفهام- هم همين مطلب را گفتيم كه:
صيغه امر در تمامى موارد در ايقاع طلب و طلب انشائى استعمال مىشود امّا دواعى آن، مختلف است، گاهى داعى، بعث و تحريك واقعى مكلّف است و گاهى داعى، تعجيز مخاطب است و ...