إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٢ - مبحث نهم«فور و تراخى»
و لا يبعد دعوى استقلال العقل بحسن المسارعة و الاستباق، و كان ما ورد من الآيات و الرّوايات في مقام البعث نحوه إرشادا إلى ذلك، كالآيات و الرّوايات الواردة فى الحثّ على أصل الإطاعة، فيكون الأمر فيها لما يترتّب على المادّة بنفسها، و لو لم يكن هناك أمر بها، كما هو الشّأن في الأوامر الإرشاديّة(١).
نماز را فورا اتيان نمود.
نتيجه: اگر آن دو صيغه امر را بر ظاهرشان حمل نمائيم، مستلزم تخصيص اكثر هست و تخصيص اكثر مستهجن مىباشد پس يا بايد آنها را حمل بر خصوص «ندب» نمائيم و يا اينكه بگوئيم دالّ بر مطلق طلب هستند كه در اين صورت بايد دليل و قرينهاى باشد و دلالت كند كه در فلان مورد، مسارعت و استباق، واجب است.
(١)- ٣: اصلا آيه مسارعت و استباق، دلالت بر حكم مولوى ندارند تا بحث كنيم آيا آن حكم مولوى، وجوبى است يا استحبابى يا اعمّ از وجوبى و استحبابى مىباشد.
سؤال: از كجا و به چه طريقى مىگوئيد ارشادى است؟
جواب: آن دو آيه، سنخ آيه شريفه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ...» هست، آيه مذكور، مكلّفين را ارشاد مىكند به همان اطاعتى كه «عقل» مستقلا حكم به اطاعت پروردگار متعال مىنمايد و همان ملاكى كه در آيه اطاعت، وجود دارد در آيه استباق و مسارعت، موجود است.
سؤال: ملاك ارشادى بودن «امر» و ويژگيهاى آن چيست؟
اگر در موردى عقل، مستقلا حكم به «حسن» شىء نمايد به نحوى كه اگر دليل شرعى هم نباشد، عقل به نحو استقلال، حاكم برآن مورد باشد، در اين صورت اگر از شارع