إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩٧ - فصل نهم وجوب تخييرى
و إن كان بملاك أنّه يكون في كلّ واحد منهما غرض، لا يكاد يحصل مع حصول الغرض في الآخر بإتيانه، كان كلّ واحد واجبا بنحو من الوجوب، يستكشف عنه تبعاته، من عدم جواز تركه إلا إلى الآخر، و ترتّب الثّواب على فعل الواحد منهما، و العقاب على تركهما(١).
عقلى است و ارتباطى به شارع مقدس ندارد.
(١)- ب: احتمال ديگر، اين است كه در واجبات تخييرى، اغراض متعدّد، وجود دارد و بر هر شىء و هر عدلى يك غرض لازم التّحصيل مترتّب مىشود و چنين نيست كه تمام اطراف واجب تخييرى در يك غرض، مؤثر باشند بلكه بر هركدام از آنها يك غرض مخصوص و لازم التّحصيل مترتّب مىشود.
سؤال: حال كه اغراض متعدّد و لازم التحصيل، مطرح است آيا مكلّف هم بايد تمام اطراف واجب تخييرى را اتيان نمايد؟
جواب: خير و علّت اينكه مولا مطلوب خود را به نحو واجب تخييرى بيان كرده اين است كه آن اغراض متعدّد، امكان اجتماع ندارند، اگر يكى از آنها خارجا تحقّق پيدا كرد، امكان تحقّق ديگرى وجود ندارد و مسئله، مانند باب صوم و صلات نيست كه نماز، يك غرض منحصر به خودش دارد و روزه هم غرض مخصوص به خود دارد به نحوى كه آن دو خارجا امكان اجتماع دارند و مكلّف، هم بتواند نماز را اتيان كند تا هدف از آن حاصل شود و هم روزه بگيرد تا غرض از آن تحقق پيدا كند.
در واجب تخييرى، اغراض متعدّدى مطرح است كه تمامشان لازم التحصيل مىباشند لكن اشكالشان اين است كه اغراض متعدد نمىتوانند با يكديگر جمع شوند يعنى اگر يكى از آنها حاصل شد، ديگرى امكان تحقّق ندارد لذا مولا هم كأنّ مجبور هست كه يكى از آنها را ايجاب نمايد و وجوبش را به نحو واجب تخييرى بيان نمايد.
طبق احتمال اخير- ب- بايد همان قول اوّل از اقوال چهارگانه را قبول كرد و گفت تخيير در واجب تخييرى، شرعى و نفس وجوب تخييرى، نوعى از وجوب است به