إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٩ - مقدمه متقدمه، مقارنه و متأخره
و التّحقيق في رفع هذا الإشكال أن يقال: إنّ الموارد التي توهّم انخرام القاعدة فيها، لا يخلو إما يكون المتقدّم أو المتاخّر شرطا للتّكليف، أو الوضع، أو المأمور به(١).
يك ساعت قبل، عقد صرف واقع شد لكن قبض، الآن تحقق پيدا كرد، شما مىگوئيد ملكيّت از الآن، حاصل شده درحالىكه در حين حصول ملكيّت، عقدى مطرح نيست، عقد بيع «صار موجودا و انعدم بعد وجوده».
مرحوم آقاى آخوند، اشكال مذكور را توسعه بيشترى داده و فرمودهاند: در ساير عقود- نسبت به غالب اجزا- اشكال مذكور، وارد است. فرضا در عقد بيع، بايع و مشترى با الفاظ بعت و اشتريت، مقصود خود را ابراز مىكنند امّا بديهى است تا زمانى كه كلمه «اشتريت» از دهان قابل، خارج نشده ملكيّتى براى او حاصل نشده و هنگامى كه او در پاسخ بايع، جمله «اشتريت» را بيان كرد، «بعت» وجود پيدا كرده و منعدم شده پس چگونه «اشتريت» تأثير در ملكيّت مىكند. و همچنين علت تامّه بايد وجود داشته باشد تا اينكه اثر كند نه اينكه موجود و منعدم شود، معدوم كه نمىتواند تأثيرى در معلول و مقتضا نمايد، پس چگونه مىگوئيد «بعت» و «اشتريت» در ملكيّت، تأثير مىكنند.
خلاصه: نوعا اشكال مذكور را نسبت به شرط متأخّر بيان كردهاند امّا دائره اشكال، بسيار وسيع است و همانطور كه شرائط متاخّره، موجب اشكال عقلى مزبور شده، شرائط متقدّمه هم باعث ايجاد آن اشكال هستند لذا بايد جواب اشكال را نسبت به هر دو طرف، بيان كرد.
(١)- مصنّف رحمه اللّه فرمودهاند: تحقيق در رفع اشكال به اين نحو است كه: مواردى- در شرط متأخّر و متقدّم- كه توهّم شده، نسبت به قاعده عقليّه، لطمه و ضربهاى خورده، آن