إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥١٥ - فصل دوازدهم«امر به امر»
مثلا به فردى دستور مىدهد كه تو به ديگران امر كن، فلان عمل را انجام دهند پس امر مولا مستقيما متوجّه مكلفين نشده مثلا خداوند متعال به پيغمبر دستور مىدهد كه شما به مسلمانان فرمان بده كه صوم و صلات را اتيان كنند پس عنوان بحث «الامر بالامر بشىء» مىباشد يعنى:
مأمور به اوّلى، «امر» است و مأمور به دوّمى همان «شىء» هست كه بايد در خارج، اتيان شود.
سؤال: آيا نفس امر مولا درعينحال كه واسطه خورده، مانند اوامر بدون واسطه هست به عبارت ديگر: امر مولا به «امر» متعلّق شده و مستقيما به شىء مأمور به، تعلّق نگرفته، حال اگر «واسطه» مخالفت يا نسيان كرد و فرمان مولا را ابلاغ ننمود لكن فرد سوّمى، نسبت به آن اطّلاع پيدا كرد، در اين صورت، امر مولا مانند امر بدون واسطه هست و آن فرد بايد از آن اطاعت كند يا اينكه اطاعتش لازم نيست؟
جواب: بايد بررسى كنيم كه هدف مولا از امر به آن واسطه، چه بوده و چرا به او امر كرده كه به ديگران، امر كند، مسئله، داراى سه صورت است:
١- گاهى هدف مولا اين است كه مأمور به در خارج تحقّق پيدا كند منتها چون دسترسى به مردم ندارد به آن واسطه، دستور مىدهد كه تو امر كن.
مثال: مردم، شايستگى ندارند كه طرف وحى قرار گيرند لذا خداوند متعال به انبيا وحى مىنمايد و آنها را واسطه در تبليغ قرار مىدهد لكن هدف پروردگار، اين است كه مأمور به در خارج، تحقّق پيدا كند.
٢- گاهى هدف اصلى مولا اين است كه به «واسطه» امر كند لذا به او مىگويد به ديگران امر كن فلان عمل را انجام دهند كه در فرض مذكور، عنايتى به اين ندارد كه ديگران شىء مأمور به را خارجا انجام دهند يا انجام ندهند و اصلا غرض او به اتيان شىء مأمور به تعلّق نگرفته.
٣- گاهى هدف مولا اين است كه مأمور به را ديگران انجام دهند لكن در صورتى كه آن واسطه، وساطت و امر كند به نحوى كه اگر او مخالفت نمود و به ديگران امر نكرد، مولا هم نمىخواهد آن شىء در خارج اتيان شود بلكه انجام مأمور به در صورتى مطلوب او هست كه واسطه به وظيفه خود، عمل كند.