إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧٥ - واجب اصلى و تبعى
«ما لم يتعلّق به ارادة مستقلّة» يعنى واجب تبعى، آن است كه اراده مستقلّه به آن تعلّق نگرفته و عنوان «لم يتعلق ...» يك عنوان عدمى و مقوّم واجب تبعى هست در فرض مذكور، در صورت شك در اصالت و تبعيّت واجب مىتوان به استصحاب، تمسك نمود و گفت: قبل از آنكه شىء مذكور واجب شود، مسلما اراده مستقلّه به آن متعلّق نشده بود، اكنون كه وجوب پيدا كرده و شكّ در تعلّق اراده مستقلّه به آن داريم، استصحاب عدم تعلّق اراده مستقلّه، جارى مىشود و نتيجه مىگيريم كه آن شىء، واجب تبعى هست و چنانچه واجب تبعى مذكور، آثار شرعيّهاى داشته باشد، همان آثار را برآن مترتّب و ثابت مىنمائيم.
ب: ممكن است شما قيد و قوام واجب تبعى را يك امر وجودى بدانيد و آن را چنين تعريف كنيد كه «ما تعلّق به ارادة غير مستقلّة» يعنى واجب تبعى، آن است كه: ارادهاى به آن تعلّق گرفته امّا وصفش «غير مستقلّه» هست، طبق تعريف مذكور از واجب تبعى، نمىتوان به استصحاب، تمسّك نمود زيرا مستصحب شما يك امر عدمى هست و با استصحاب امر عدمى اگر بخواهيد شىء وجودى را ثابت كنيد، مبنى بر اين است كه اصل مثبت، حجّت باشد، يعنى استصحاب هم بتواند مستصحب را ثابت كند و هم لوازم آن را امّا اگر كسى اصل مثبت را حجت ندانست و گفت استصحاب فقط براى اثبات مستصحب، كارساز است- لوازم و ملزومات مستصحب برآن ترتّب پيدا نمىكند- در اين صورت نمىتوان به وسيله استصحاب عدم تعلّق اراده مستقلّه، امر وجودى را ثابت كرد و گفت اكنون كه اراده غير مستقلّه