إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٢ - «واجب معلق و منجز»
يك اعتبار، واجب به معلّق و منجّز تقسيم مىشود.
١- واجب منجّز: آن است كه تكليف، اكنون به مكلّف، توجّه پيدا كرده و فعليّت دارد، واجب- مأمور به- هم الآن براى مكلّف، مقدور است و او مىتواند آن را اتيان كند زيرا مأمور به متوقف بر چيزى نيست كه براى مكلّف، مقدور نباشد مانند «معرفت»- خواه در مسائل اعتقادى باشد خواه در مسائل عملى و فرعى- كه وجوبش به نحو فعلى و منجّز است، يعنى اكنون تحقق دارد و معرفت، متوقّف بر امر غير مقدور نيست.
٢- واجب معلّق: آن است كه وجوبش فعليّت دارد، فرضا الآن وجوب، تحقّق دارد امّا واجب- مكلّف به- متوقّف بر امرى است كه آن امر فعلا براى مكلّف، مقدور نيست.
مثلا توقّف بر گذشت زمان دارد، مانند حج كه از هنگام استطاعت، وجوب، متوجّه مكلّف هست امّا او واجب را نمىتواند اتيان كند زيرا مناسك حج بايد در موسم خاصّى، انجام شود و مكلف هم كه نمىتواند، خلق زمان نمايد.
سؤال: چه تفاوتى بين واجب مشروط و معلّق هست؟
جواب: در واجب مشروط، نفس «وجوب» توقّف بر شرط دارد امّا در واجب معلّق، «فعل» توقّف بر شرط دارد، آنجا «وجوب» مشروط است ولى در واجب معلّق مأمور به مشروط است به عبارت صريحتر: در واجب مشروط، اصل تكليف، مشروط است ولى در واجب معلّق، مكلّف به، مشروط است بنابراين در واجب معلّق: «الوجوب فعلى و الواجب استقبالى.»