إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٤ - «واجب معلق و منجز»
واجب مشروطى را كه مرحوم شيخ تفسير و معنا كرده، نزديك و قريب به آن واجب معلّقى است كه صاحب فصول رحمه اللّه بيان كردهاند و به تعبير مصنّف رحمه اللّه واجب معلّق صاحب فصول، قسمى از واجب مشروط شيخ اعظم است زيرا «وجوب و تكليف» در واجب مشروط، به نظر شيخ اعظم هم فعليّت دارد يعنى وجوب حج، قبل از استطاعت، ثابت و محقّق است.
تنها فرقى كه بين واجب مشروط- طبق تفسير مرحوم شيخ- و واجب معلّق صاحب فصول رحمه اللّه وجود دارد اين است كه: معلّق عليه در واجب معلّق، يك امر غير مقدور هست مانند زمان، نسبت به حج امّا در واجب مشروط شيخ اعظم، معلّق عليه، ممكن است براى مكلّف، مقدور باشد مانند استطاعت، نسبت به حج و امكان دارد غير مقدور باشد مانند زمان، نسبت به حج.
به عبارت ديگر: به نظر شيخ اعظم، هنگامى كه نه استطاعت، تحقّق دارد و نه موسم حج فرارسيده، حج داراى وجوب فعلى است. «الحج واجب»، منتها در حج، دو خصوصيّت، مطرح است كه تا آن دو ويژگى حاصل نشود شما نمىتوانيد واجب را اتيان كنيد: ١- استطاعت ٢- زمان خاص مناسك حج.
پس از نظر مرحوم شيخ، مدخليّت استطاعت با مدخليّت زمان، مساوى هست درحالىكه استطاعت، يك امر مقدورى هست، به خلاف زمان كه مقدور مكلّف نيست و او نمىتواند خلق زمان نمايد لذا مىگوئيم به نظر ايشان فعلا حج واجب است، اما كدام حج؟
«الحجّ عن استطاعة فى زمان خاص»، امّا صاحب فصول، بين آن دو مسئله، فرق، قائل شدند به لحاظ اينكه استطاعت، امر مقدور و زمان، يك امر غير مقدور است و ايشان واجب معلّق را چنين تعريف كردهاند: «ما يتعلّق وجوبه به- اى بالمكلّف- و يتوقّف حصوله على امر غير مقدور له ... كالحج.» پس به نظر ايشان، معلّق عليه، يك امر غير مقدور است و الا اگر صاحب فصول، مبناى شيخ اعظم را هم بپذيرند، حج را نسبت به