إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٤ - نقد و بررسى نظريه شيخ اعظم در واجب مشروط
نعم على مختاره قدّس سرّه لو كانت له مقدّمات وجوديّه غير معلّق عليها وجوبه، لتعلّق بها الطّلب في الحال على تقدير اتّفاق وجود الشّرط في الاستقبال، و ذلك لأنّ إيجاب ذي المقدمّة على ذلك حاليّ، و الواجب إنّما هو استقباليّ، كما يأتي في الواجب المعلّق، فإنّ الواجب المشروط على مختاره، هو بعينه ما اصطلح عليه صاحب الفصول من المعلّق، فلا تغفل. هذا في غير المعرفة و التّعلّم من المقدّمات(١).
[١]- ٢: قسم ديگر از مقدّمات حج، عبارت از مقدّمات وجوديّه حج و تهيّه وسائل مسافرت هست. در اين نوع مقدّمات، بين نظر مشهور- كه مختار ما هم هست- و عقيده شيخ اعظم، ثمرهاى ظاهر مىشود كه:
اگر كسى فعلا مستطيع نيست امّا مىداند كه چهار ماه ديگر، مستطيع مىشود، لزومى ندارد كه مقدّمات حج را فراهم كند «و الحجّ لا يكون واجبا عليه الا بعد الاستطاعة».
اما طبق مبناى مرحوم شيخ: اگر كسى بداند چهار ماه ديگر استطاعت، پيدا مىكند و در نتيجه، حجّ او «حجّ عن استطاعة» هست، اكنون بر او لازم است مقدّمات حج را آماده كند زيرا وجوب حج، فعليّت دارد، وجوب، متوقّف بر استطاعت نيست، الآن وجوب، تحقّق دارد و «حجّ عن استطاعة» واجب است يعنى وجوب، فعلى امّا واجب- حج- استقبالى و در موسم حج است.
تذكّر: بهزودى، بحثى درباره واجب معلّق خواهيم داشت كه: در واجب معلّق، وجوب، فعلى امّا واجب، استقبالى هست و طبق مبناى شيخ اعظم، واجب مشروط، همان واجب معلّق است و اين مطلب، نياز به توضيح مفصّل دارد كه بهزودى مطرح مىكنيم.
لازم به تذكّر است كه در مثل صلات هم ثمرهاى بين قول ما و نظر شيخ اعظم، ظاهر مىشود كه:
اگر كسى قبل از زوال شمس بخواهد وضو بگيرد يا غسل نمايد، آن وضو و غسل،