إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٥ - نقد و بررسى نظريه شيخ اعظم در واجب مشروط
و أمّا المعرفة، فلا يبعد القول بوجوبها، حتّى في الواجب المشروط- بالمعنى المختار- قبل حصول شرطه، لكنّه لا بالملازمة، بل من باب استقلال العقل بتنجّز الأحكام على الأنام بمجرد قيام احتمالها، إلا مع الفحص و اليأس عن الظّفر بالدّليل على التّكليف، فيستقلّ بعده بالبراءة، و إنّ العقوبة على المخالفة بلا حجّة و بيان، و المؤاخذة عليها بلا برهان، فافهم(١).
واجب نيست زيرا زوال شمس، محقّق نشده و زوال شمس، مقدّمه وجوبى نماز هست تا زوال تحقّق پيدا نكند، نماز، واجب نيست امّا طبق مبناى مرحوم شيخ اگر شما ساعت يازده صبح بخواهيد به نيّت وجوب، وضو بگيريد، هيچ مانعى ندارد چونكه در آن موقع، صلات، وجوب فعلى دارد.
سؤال: در آن لحظه، چه چيز بر مكلف، واجب است؟
جواب: صلات مقيّد به زوال. پس وجوب، فعلى هست امّا واجب، استقبالى مىباشد- نظير واجب معلّق كه بهزودى درباره آن، بحث خواهيم كرد.
خلاصه: در قسم دوّم از مقدّمات- كه در ظاهر دليل، وجوب بر آنها معلّق نشده- بين قول مصنّف و عقيده شيخ اعظم، ثمرهاى ظاهر مىشود كه بيان كرديم.
(١)- ٣: قسم سوّم از مقدّمات، عبارت از معرفت و تعلّم احكام الهى مىباشد، عدم علم، مانع از اين است كه حكم الهى وقوع پيدا كند پس كأنّ معرفت و علم هم يكى از مقدّمات هست.
سؤال: آيا معرفت احكام- بهعنوان يك مقدّمه براى تعلّم احكام الهى- داخل نزاع در باب مقدّمه واجب هست يا نه؟